***نسیم معرفت***
به نام خدا
تأثیر شعر و ادب فارسی در فرهنگ و اخلاق مردم
نام ایران و ایران زمین پیوسته با شعر و ادب و فرهنگ همراه و همزاد بوده و هست و خواهد بود و در طول تاریخ و اَدوار دیرین و کُهَنِ ایران ، مردم این مرز و بوم هماره با شعر و ادب همدم بودند و مرد و زن و کوچک و بزرگ و بُرنا و پیر و عالم و عامی و دانا و جاهل ، جان و دل خود را با شعر و ادب پارسی ، صفا و جلا می بخشیدند و شعر در واقع در متن زندگی مردم بوده است ... و در اَعصار گذشته در میان عرب ها معمول بوده که قبائل و طوایفِ عرب در جنگ ها جهت ترغیب و تقویت لشکر و نیز برای تحقیر و تضعیف لشکرِ خصم ، از اشعار ، استفاده می کردند... . ایران ، سرزمین خیزشِ شُعَراء نامدار و بزرگ است و از میان مِلَلِ مختلفِ جهان ، کمتر ملتی را می توان یافت که دارای چنین خصوصیتی باشد ... شاعرانی چون فردوسی و حافظ و سعدی و مولوی و عطار نیشابوری و خواجه عبدالله انصاری و شهریار تبریزی و محتشم کاشانی ... در بلندای قلّه شعر و شاعری قرار دارند که در سرودن اشعار ، گوی سبقت را از دیگران ربوده اند ... آنها با بهره گیری از قرآن کریم و سخنان معصومین (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) ، عالی ترین و لطیف ترین معانی و مضامین ارزشمند و آموزنده را در قالب های گونه گون شعری به جامعه بشری ارزانی داشته اند . شاعران گرانقدر ما در ارتقاء فرهنگ و اخلاق مردم نقش بسزایی داشته و دارند . آنان با سرودن شعرهای گوناگون در بخش ها و موضوعات مختلف به مردم ، رشد فکری و فرهنگی و تربیتی و معنوی بخشیدند . اشعارِ شُعَراءِ متعهد و ربّانی ، به مردم و جامعه ، امید و نشاط و طراوت و لطافت و تحرُّک و عشق می بخشد و درس زندگی و پند و تجربه و اندیشه و حُرِّیت و آزادگی و فرهنگ می آموزد و ظرفیت وجودی و روحی مردم و جامعه و افراد را در ابعاد مختلف بالا می برد و استعداد ها را شکوفا می سازد... اشعار حماسی شُعراءِ متعهد و انقلابی در نهضت عظیم انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی در برابر رژیم پلید شاهنشاهی پهلوی ، بسیار سازنده و اثرگذار بوده است.... محصول فکری و تجربیاتِ زندگی و نگاه و تفکر و بینش شاعر به جامعه و جهان و آفرینش و آفریدگار در قالبِ اشعارِ شاعر ظهور کرده است . شعر از جهت تأثیرگذاری در جامعه و در بین مردم ، نقش بسیار مهمی ایفاء می کند تا جایی که پیامبر اکرم (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) فرمود : «اِنَّ مِنَ الشِّعْرِ لَحِکْمَهً، وَ اِنَّ مِنَ الْبَیَانِ لَسِحْراََ . یعنی برخی از شعر ها ، حکمت است و مضمون بلند و حکیمانه دارد و بعضی از بیان ها در اثرگذاری در نُفوس دیگران بسان سحر است ( اَلغدیر جلد 2 ص 9 ) و اقبال لاهوری پاکستانی نیز در اهمیت شعر و شاعری چنین می گوید :
شعر را گر حکمت و روشنگری است
شاعری هم وارث پیغمبری است
شعری از سعدی عَلیهِ الرّحمه در باب تربیت :
هر که در خُردِیَش ادب نکنند
در بزرگی فَلاح از او بر خاست
چوبتر را چنان که خواهی پیچ
نشودخشک،جز به آتش،راست
(گلستان سعدی باب هفتم در تأثیر تریت، حکایت سوم)
سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی
*****************************************************
# حکیم ابولقاسم فردوسی
# سعدی شیرازی
# حافظ شیرازی
# مولوی
# حکیم سنایی
# عطار نیشابوری
# بیدل شیرازی
# باباطاهر
# شهریار تبریزی
# محتشم کاشانی
# اقبال لاهوری پاکستانی
# حزین لاهیجی
# حکیم فیاض لاهیجی
# صائب تبریزی( مرحوم میرزا محمد علی تبریزی)
# وصال شیرازی
# علامه طباطبایی
# حسان
***نسیم معرفت***
به نام خدا
محمد (ص) پیامبر رحمت و یاور ستمدیدگان
ظلم و فساد و طغیان و سرکشی و جنگ و قتال و خونریزی و عداوت و دشمنی و خوف و هراس و ناامنی و ظلمت جهل و جهالت و ... همه جای جزیرة العرب (شبه جزیره عربستان) را فراگرفته بود. مردمانی خشن و بی رحم سوار بر مرکب جهل و غرور و بدور از حدود انسانیت بدور هم در محور حیوانیت زندگی می کردند. عده ای در این میان پامال سرکشان و فریادشان در نهایت مظلومیت به آسمان بلند که آخر تا کی باید این درندگان آدم نما بدرند و حقوق بندگان ضعیف زیر پا بنهند و اموالشان را به زور و ستم غارت ببرند و بخورند . خواست و مشیت الهی از روز ازل بر آن استوار گردیده بود که ستمدیدگان را تحت حمایت خویش آورد و سرکشان گردنفراز را به خواری و ذلت و هلاکت ابدی بسپرد . خداوندی که فریاد مظلومین را بهتر از هرکس دیگر می شنود ، خواسته هاشان را به اجابت مقرون ساخت و بهترین یاور ستمدیدگان یعنی محمد صلی الله علیه وآله وسلم را فرستاد تا بینی ظالمین خونخوار را به خاک مذلت بکشاند . آری محمد (ص) آمد با دنیایی از نور و امید و صفا و مهر و محبت و برکت و ... . در مدت کوتاهی که زندگی فرمود تحول عظیمی در جان و جامعه بشریت بوجود آورد . با تحمل هزاران مشکل و مصیبت و بی مهری ها توانست مردمان منحط را با مشعل فروزان قرآن و اسلام به راه هدایت و سعادت رهنمون سازد و دین جاویدان و نسخه شفا بخش یعنی اسلام و قرآن را برای جهان بشریت تا روز رستخیز به ارمغان بگذارد و بعد از خودش دوازده گوهر تابناک آسمان امامت و ولایت را جهت هدایت بشریت به تناوب بجای خویش گماشت و سفارش و توصیه لازم را در مورد هر یک بخصوص ابن عمش یعنی امام الموحدین حضرت علی بن ابیطالب(ع) بنمود و اینک این قرآن و اهلبیت علیهم السلام و تعالیم حیاتبخششان به عنوان امانات رسول الله(ص) در بین ما به ودیعت نهاده شده که باید بکوشیم تا حرمت این امانات از همه جهات حفظ شود و در فردای قیامت نزد پیامبر و اهل بیتش علیهم السلام شرمنده نباشیم .
قالَ رَسُولُ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) : إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً ... . همانا من درمیان شما دو چیز نفیس و گرانبها (به امانت) گذاشته ام : کتاب خدا (قرآن کریم) و عترت من که اهل بیت من هستند . مادامی که به این دو تمسک کنید هرگز گمراه نخواهید شد .
( مُستَدرَکُ الوسائِل ج 11ص 372 . بحار الأَنوار ج 23 ص 106 . )
سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
26 آبان 1396 ه.ش
28 صفرالمظفر 1439 ه.ق
** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی
******************************************
** اوضاع سیاسی اجتماعی عصر امام حسن مجتبی(ع)+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی
** اوضاع سیاسی اجتماعی عصر امام حسن مجتبی(ع)+ آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+ پایگاه اندیشوران حوزه
** از دو متنی که برای حدیثِ ثَقَلَین نقل شده کدام صحیحتر است؟ +اسلام کوئیست
***نسیم معرفت***
یَومُ اللهِ 13 آبان (روز ملی مبارزه با استکبار جهانی)
یَومُ اللهِ 13 آبان که روز ملی مبارزه با استکبار جهانی نام گرفت یادآور سه رُخداد و حادثه تاریخی و مهمّ و تأثیرگذار می باشد که در مسیر نهضتِ عظیمِ انقلاب اسلامی به رهبری قائد اَعظم حضرت امام خمینی (ره) رخ داده است . سه حادثه ای که هر یک کتاب قًطوری در بُعد مبارزات انقلاب اسلامی محسوب می گردد . حوادثی که هریک به تنهایی تأثیر شگرفی در راه مبارزه با ستمگران و مستکبران داشته و دارد . در سیزده آبان 1343 حکومتِ فاسدِ محمد رضا شاه پهلوی بنابر دستور هیئت حاکمه وقتِ آمریکا در آن روزگار ، حضرت امام خمینی را به ترکیه تبعید نمود تا فریادهای او را در اعتراض به قانون ننگین کاپیتولاسیون ( یا حقِّ قضاوت کنسولی) خاموش کند که نتوانستند خاموش کنند و عَدو شود سببِ خیر اگر خدا خواهد و حضرت امام نیز در طول چهارده سال از ایام تبعید خود نه تنها دست از مبازه نکشید بلکه مبارزه اش را در سطح جهانی مطرح و دنبال فرمود . بعد از گذشت چهارده سال از تبعید حضرت امام خمینی (ره) ، حادثه کشتارِ بی رحمانه دانش آموزان در 13 آبان 1357 در دانشگاه تهران واقع گردید . در زمانی که مبارزات بر ضد حکومتِ فاسد شاهنشاهی به اوج خود رسیده بود و انقلاب اسلامی به لحظات و ایام سرنوشت ساز خود نزدیک می گردید و می رفت تا طومار ننگین حکومت پهلوی را در هم ببپیچد در این زمان دانش آموزان تهرانی در اعتراض به جنایات رژیم منحوس پهلوی و اعتراض به دخالت های آمریکا در ایران ، مدارس را تعطیل نمودند و در دانشگاه تهران همراه با دانشجویان و سایر اقشارِ از مردم اجتماع کردند . در آن روز بیش از هفت هزار دانش آموز و دانشجو و سایر مردم در ساعت یازده صبح 13 آبان 57 در دانشگاه تهران جمع شده بودند . اجتماع کنندگان در این حرکت اعتراضی با خروشِ انقلابی و با صدای رسا شعارِ «الله اکبر» و درود بر خمینی و مرگ بر شاه و مرگ بر آمریکا سر می دادند که مورد آماج کینه توزانه گلوله های مأموران رژیم سفّاک ستمشاهی قرار گرفتند که در حدود 56 نفر شهید و صدها نفر مجروح شدند .
حادثه سوم تسخیر لانه جاسوسی (سفارت آمریکا در تهران) توسط دانشجویان انقلابی پیرو خطّ راستین امام در سیزده آبان 1358 بود . در اوائل انقلاب و زمانی که دولت موقّت بر سرکار بود ، دانشجویان انقلابی و مبارز از دانشگاه های تهران جهت وادار کردن آمریکا به اِسترداد و تحویل شاه مخلوع و ملعون و برگرداندن اموال و دارایی های غارت شده ملت ایران در یک اقدام انقلابی و خودجوش سفارت آمریکا ( لانه جاسوسی) را تصرف و تسخیر کردند که حضرت امام خمینی(ره) به دنبال آن در پیامی و نیز سخنرانی مهمی که در جمع دانشجویان دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان ... ایراد فرمودند ضمنِ تأیید تسخیرِ سفارتِ آمریکا و نامگذاری آن به عنوان لانه جاسوسی و مرکز فساد ، این حرکت انقلابی را انقلاب دوم و بزرگ تر از انقلاب اول نامید . امام خمینی در رابطه با تسخیر لانه جاسوسی چنین فرمودند : ....شما مى بینید که الان مرکز فساد امریکا را جوانها رفته اند گرفته اند و امریکایی هایى هم که در آنجا بودند گرفتند و آن لانه فساد را به دست آوردند و امریکا هم هیچ غلطى نمىتواند بکند و جوانها مطمئن باشند که آمریکا هیچ غلطى نمىتواند بکند .... مسئله، باز انقلاب است. یک انقلابِ زیادتر از انقلاب اول خواهد شد.
این سه حادثه بزرگ به ملت ایران و همه آزادیخواهانِ جهان می فهماند که راه جهاد و مبارزه و مقابله با حکومت های فاسد و ستمگران و مستکبرین و نقشه های شوم آنها هرگز تعطیل بردار نیست و در هر عصر و در هر شرایطی باید خود را در همه عرصه ها جهت مبارزه با مستکبرانِ عالَم و استکبار جهانی آماده کنیم . به همین جهت است که روز 13 آبان روز ملّی مبارزه با استکبار جهانی نام گرفت . براساس تحلیل های دقیق و تجربه و شواهد تاریخی و دینی ، دشمنانِ اسلام و انقلاب و در رأسشان آمریکای جهانخوار و صهیونیسم بین الملل لحظه ای از توطئه ها و نقشه های شوم خود منصرف نشدند و نخواهند شد و در هر عصر و زمانی جهت نابودی اسلامِ راستین و از بین بردن جمهوری اسلامی ایران برنامه های متنوع و شومی دارند . عقل و شرع و دین و قرآن و تجربه به ما می گوید که نباید در برابر دسیسه ها و توطئه های دشمنان غافل باشیم . باید در همه عرصه های علمی و اقتصادی و بویژه نظامی قوی باشیم تا دشمنان در ما طمعِ سوء نکنند . در سوره توبه آیه 123 چنین آمده است : ... وَ لْیَجِدُوا فیکُمْ غِلْظَةً یعنی آنها (کفّار و دشمنان اسلام) باید در شما شدّت و غلظت و قدرت احساس کنند .
دشمنان اسلام(آمریکا و غرب و رژیم نامشروع اسرائیل و اَیادی و اَذنابشان) دایماََ مترصِّد و منتظر فرصت هستند تا ضربه خود را وارد کنند . مسؤلان و دولتمردان ما نباید فریب ظواهر فریبنده دشمنان انقلاب و اسلام را بخورند . مسئله نفوذ دشمن در همه ابعاد سیاسی و اقتصادی و فرهنگی یکی از مسائل مهمی است که باید پیوسته به آن توجه و اهتمام داشت . مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای بارها و بارها در باره خطر نفوذِ دشمن به ملت و دولتمردان و مسؤلین و متولیان فرهنگی و ... گوشزد فرمودند و تاکید نمودند که باید همه راه های نفوذ دشمن مسدود شود . ایشان در تاریخ بیستم اسفند 1394 در دیدار با رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری چنین فرمودند: [ ... این نفوذ مسئلهی مهمّی است. نفوذ مسئلهی مهمّی است بنده هم که این را عرض میکنم نه به خاطر این است که حالا یک احتمالی به ذهنم میآید که ممکن است نفوذ کنند؛ نه، ما از خیلی چیزها مطّلعیم؛ از خیلی حوادثی که دارد در کشور رخ میدهد که غالباً عموم مردم یا حتّی خیلی از خواص مطّلع نمیشوند ما مطّلع میشویم. من از روی اطّلاع دارم عرض میکنم که برنامهی نفوذ در کشور یک برنامهی جدّی استکبار است، برنامهی جدّی آمریکاییها است؛ دارند دنبال میکنند که نفوذ کنند ... ]
متآسفانه برخی از مسؤلین و خواصِّ سیاسی هنوز هم مسئله خطر نفوذ دشمن را در ابعاد مختلف جدی نگرفته و به آن توجه نداشته و ندارند . حوادث تاریخی 13 آبان به ما درس بصیرت و هوشیاری و بیداری در برابر اهریمنان و دشمنان قسم خورده اسلام و قرآن و انقلاب می دهد . اگر خدای ناکرده ما خواب بمانیم دشمن خواب نمی ماند . مسلمانان و ملت ما همیشه باید نسبت به نقشه ها و اقدامات دشمنان آگاه و بیدار و آماده اقدام باشند تا آسیب نبینند . حضرت علی علیه السلام در باره مردم زمانش که در خواب غفلت بودند و از نقشه ها و کید های دشمنان شان غافل و در خواب بودند چنین می فرماید : تُکَادُونَ وَ لَا تَکِیدُونَ وَ تُنْتَقَصُ أَطْرَافُکُمْ فَلَا تَمْتَعِضُونَ. لَا یُنَامُ عَنْکُمْ وَ أَنْتُمْ فِی غَفْلَةٍ سَاهُونَ. غُلِبَ وَ اللَّهِ الْمُتَخَاذِلُونَ وَ ایْمُ اللَّهِ إِنِّی لَأَظُنُّ بِکُمْ أَنْ لَوْ حَمِسَ الْوَغَى وَ اسْتَحَرَّ الْمَوْتُ قَدِ انْفَرَجْتُمْ عَنِ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ انْفِرَاجَ الرَّأْسِ. یعنی شما را مى فریبند و شما فریب دادن نتوانید. دشمن، زمین هایتان را یک یک مى گیرد و به خشم نمى آیید. چشم دشمن همواره در شما مى نگرد و شما به خواب غفلت و بى خبرى رفته اید. به خدا سوگند، آنان که یکدیگر را واگذاشتند و یارى نکردند مغلوب شدند.چنین می پندارم که چون جنگ درگیرد و کشتار به غایت رسد، چنان از گرد پسر ابو طالب پراکنده شوید که دیگر بازگشتى برایتان نباشد، بدانگونه که سر بریده دیگر به بدن نچسبد.(نهج البلاغه صبحی صالحی خطبه 34)
سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی
***نسیم معرفت***
سؤال : حق چیست؟
** حق چیست؟+بررسی اجمالی معانی حق+نسیم معرفت
در پاسخ به این سؤال عرض می کنم که کلمه حق در علوم و اصطلاحات مختلف ( اصطلاح فقهی و حقوقی و کلامی و فلسفی و عرفانی و منطقی و لغوی و...) بکار گرفته می شود و معناهای مختلفی دارند ولی نقطه مشترک همه آن ها همان معنای ثُبوت است لکن این ثبوت به اَشکال مختلف ظهور پیدا می کند .مثلا حق در اصطلاح فقه وحقوق به معنای ثبوتِ اختصاص و سلطه و سلطنت و تسلُّط نسبت به یک چیزی است. مثلا آقای زید نسبت به فلان شئ حق دارد یعنی این شئ مال اوست و اختصاص به او دارد و....
در منطق که بحث از قضایا می شود به قضیه صادقه ، حق گفته می شود . یعنی این قضیه مطابِق با واقع و خارج بالمعنی الاعم ( ذهن و خارج از ذهن و نفس الأمر ) است به عبارت دیگر این قضیه ، ثبوت و واقعیت خارجی و نفس الأمری دارد و در مقابل به قضیه که مطابق با واقع نباشد قضیه کاذبه و غیر حقه گویند . در مباحث کلامی به عقیده درست و استوار که مُستظهَر به براهین مُتقنِ عقلی است حق گفته می شود و مقابل آن را باطل گویند ودر عرفان که از اوج بالای معرفتی و شهودی برخوردار است به وجود بَحت و محض ، حق گویند و به موجودی که که عینیت او وجود و ثبوتِ محض باشد و هیچ نقصی در آن راه نداشته باشد حق می گویند و خداوند تبارک و تعالی عین حق است. پیامبر اکرم (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) در یک وقتی نیم مصرعی از شعر معروف لَبید از شعرای عصرجاهلیت را خواند . لَبید بن اَبی رَبیعة بن مالِک شعر معروفی دارد که محتوایش آن است که هیج مؤثری در عالم هستی به غیر از الله نیست و هرچیزی به غیر از خدا فانی شدنی است . و این در واقع اشاره به یکی از مراتب توحید است که به نام توحید افعالی در علم کلام و... ذکرشده است و کلمه لاحَولَ و لاقُوّه إلاَّ بِالله نیز ناظر به توحید افعالی می باشد.توحید مراتبی دارد که عبارتند از:1-توحید در ذات 2- توحید در صفات 3- توحید در افعال 4-توحید در عبادت که هرکدام از آنها در علم کلام مورد بحث قرار گرفته وتبیین شده است. پیامبر اسلام (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) نیم مصرعِ اول (أَلَا کُلُّ شَیْءٍ مَا خَلَا اللَّهَ بَاطِلٌ) از شعر لَبید را خواند وبعد فرمود:
أَصْدَقُ کَلِمَةٍ قَالَتْهَا الْعَرَبُ کَلِمَةُ لَبِیدٍ. یعنی صادق ترین شعری که عرب جاهلی سروده است، شعر وسخن لَبید است.
بیت کامل شعر لَبید چنین است:
أَلَا کُلُّ شَیْءٍ مَا خَلَا اللَّهَ بَاطِلٌ ** وَ کُلُ نَعِیمٍ لَا مَحَالَةَ زَائِلٌ . هر چیزی غیر الله باطل است(یعنی مؤثر حقیقی نیست) و هر نعمتی به ناچار از بین رفتنی و باطل و فانی است. (بحارالانوار، العلامه المجلسی، ج67، ص295.)
{عرفاء وحُکماء نیز اصطلاحی دارند مبنی براینکه : لامُؤثِّرَ فِی الوُجُودِ اِلاّللهُ یعنی هیج مؤثر حقیقی در عالم هستی به غیر از الله وجود ندارد.}
پس کلمه حق در اصطلاحات و علوم مختلف معانی مختلفی دارد که نقطه مشترک همه آن ها ثُبوت است . در بحث های فلسفی به چیزی حق گویند که وجود و عینیت خارجی بالمعنی الاعم ( ذهن و خارج از ذهن و نفس الأمر ) داشته باشد و به عبارت دیگر هرچیزی که دارای اثر باشد حق است و هر وجودی دارای اثر است حتی وجود ذهنی که از مباحث مهم فلسفی است آن هم دارای اثر خاص خودش می باشد . وجود در یک تقسیمی بر پنج قسم است : 1- وجود خارجی(خارج از ذهن) ویا وجود عینی و حقیقی 2- وجود ذهنی 3- وجود کَتبی و نوشتاری « نوشتار هم وجودی دارد» 4- وجود لفظی « کلام و لفظ هم سهمی از وجود دارد» 5- وجود و تحقُّقِ نفس الأَمری . همه این اقسام وجود در حد خود دارای اثر خاص خود می باشد . باز بعضی ها در تعریف حق گفته اند که حق عبارت از چیزی که مطابق با نفس الأمر باشد . حالا نفس الأمر چیست و چطور شناخته می شود این خودش یک توضیح مفصل می طلبد که مجال تبیین آن در اینجا نیست . با توجه به توضیحی که درباره حق داده شد آنگاه وقتی که ما می گوییم قرآن حق است ، نبوت و امامت حق است ، قیامت و حساب و کتاب حق است ، سؤال نَکیر و مُنکر حق است ، قبر و قیامت حق است .... تا حدی معنی و مفهوم حق برای ما روشن می گردد . برخی مفاهیم را ما می توانیم از راه تقابُل درک کنیم که می گویند : تُعرَفُ الأَشیاءُ بِأضدادِها. شب در مقابل روز و صدق در برابر دروغ و روشنی در برابر تاریکی و وجود در برابر عدم و حق در برابر باطل قرار دارد و می توان از راه تقابل به معنا و مفهوم هر یک رسید . در امور دینی و قرآنی با مسأله حق و باطل بسیار برخورد می کنیم . فلان عقیده باطل است. فلان عقیده حق است .
سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی
***نسیم معرفت***
به نام خدا
** با آیت الله زین العابدین قربانی چگونه رفتار کنیم؟ +نسیم معرفت
.... شما و عزیزان انقلابی اگر بخواهید موفق شوید حتما باید عملا و در رفتار و نیز در گفتار حرمت علماء و عالمان منطقه خود و... را حفظ کنید و اگر اشکال واعتراضی هم دربرخی مسایل است محترمانه و همراه با ادب اِلقاء کنید و بدانید که در هر شهر و دیاری که مردم شان با بزرگان علمی و روحانیت مُعظَّم شان ارتباط صمیمانه داشتند بیشتر خیر وبرکت دیدند ( که وحدت قلوب و الفت دل ها یکی از آن برکات است) و برعکس هر شهر و دیاری که مردمشان با علماء و روحانیت شان رفتار درستی نداشتند به عواقب شوم و نامیمونی دچار شدند . گیلان ما از قدیم الأیام تاکنون علماء و طلاب و فضلاء خوب و شایسته ای داشته و دارد ولی به نظر می رسد که قدرشان دانسته نشد . ما غبطه برخی ازشهرها را می خوریم که ارتباط بین مردم و روحانیت شان عالی است. کاشان یکی از شهرهای کوچکی است که به گواهی برخی دوستان موثق صمیمت بین روحانیت و مردم در سطح خوب ویا عالی است. کاشان از ایام قدیم تاکنون علماء و شخصیت های بزرگی تحویل جامعه داده که با آثار و بیاناتشان و .... نور افشانی می کنند. البته باز متذکر می شوم که مراد بنده از احترام به عالم به این معنی نیست که هرچه او بگوید صحیح است . هرگز . منظورم آن است که با ادبیات درست و مؤدبانه با آنها مواجه شویم و گرنه همه ضرر خواهیم کرد. در گیلان ما یکی از بحث های چالشی مواضعِ حضرت آیت الله زین العابدین قربانی گیلانی لاهیجی در برخی امور است که در نوع تعامل با این بزرگوار دیدگاه ها مختلف است . برخی از طلاب و انقلابیون به شدت بر او می تازند و برخی غلام حلقه به گوش او هستند و برخی نیز عاقل و باهوشند و هوشمندانه (نه ریاکارانه و منافقانه ) با ایشان تعامل دارند و واقعا این یک عویصه و مشکله ای شده برای گیلان ما. بنده حتی در ( گروه گیلان نشاط) دیدم که یک آقایی مطلبی تحقیر آمیز نسبت به ایشان ارسال کرده بود ولی اون برادر عزیز توجه ندارد که این کار -کار فرهنگی و انقلابی نیست بلکه کار ضد ارزشی است و دودش به چشم همه خواهد رفت . بنده معتقدم حتی نسبت به اینگونه از علماء ما می توانیم با حفظ حرمت و جایگاه آن عالم ، مؤدبانه اعتراض و اشکال و... خود را مطرح کنیم. امیدوارم که شهر و دیار ما نیز پیوند بین علماء و روحانیت و مردم و انقلابیون روز به روز بیشتر باشد. ...... حرف های گفتی زیاد است ... همین اندازه برای اهلش کفایت است که گفته اند : اَلعاقِلُ تَکفیهِ الأِشارَةُ
سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی
به نظر حضرتعالی رسالت اصلی حوزه های علمیه چیست؟
رسالت حوزه های علمیه در سه بُعد است که عبارتند از: تعلیم و تهذیب و تربیت و سومی تبلیغ به معنای اعم خودش. این رسالت ماست. یعنی ما هر برنامه ای که تنظیم می کنیم باید در این راستا باشد. استاد در هر سه محور نقش دارد. استاد اگر فقط تعلیم دهد و یا اگر فقط به امور تربیتی بپردازد و یا فقط تبلیغ کند، ناقص است. هر سه رسالت حوزه های علمیه باید متناسب با هم پیش برود. اگر امتیاز دهی فقط بر اساس علم و دانش باشد، غلط است. گاهی متولیان امر در حوزه فقط به یک بخش توجه می کنند. من وامثال بنده که در کلاس درس ، بحث فقهی ویا اصولی و... داریم باید با نکات اخلاقی به جنبه تهذببی هم بپردازیم. نتیجه این می شود که طلبه ای که این مسائل را از اساتید یاد گرفت می برد و در جامعه پراکنده می کند و نشر می دهد. ناپلئون بناپارت می گوید مادران با یک دست گهواره و با دست دیگر دنیا را تکان می دهند، نقش اساتید هم همینگونه است. همین طلبه ها که پیش اساتید درس می خوانند به جامعه می آیند و نقش هدایت گری دارند.
... ... ... ... ... ... ادامه دارد ... ... ...
http://neshasteasatid.com/node/1382
** رجوع شود به :(مطالب گوناگون از استادسیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی)
** مصاحبه (نشست دوره ای اساتید )بااستادسیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+نسیم معرفت
***نسیم معرفت***
** به « آدابُ المُتَعَلِّمین» اهمیت بدهیم
پیش ارباب خرد،مایه ی ایمان ادب است
لاجرم پیشه ی مردان سخن دان ادب است
بی ادب را به سماوات بقا منزل نیست
در سماوات بقا منزل مردان ادب است
دامن عقل و ادب گیر که در راه یقین
بر سر گنج وجود تو نگهبان ادب است
آدمیزاده اگر بی ادب است انسان نیست
فرق ما بین بنی آدم و حیوان ادب است
کردم از عقل سؤالی که بگو ایمان چیست؟
عقل در گوش دلم گفت که ایمان ادب است
عاقبت هر چه کند خواجه پشیمان گردد
آن که از وی نشود هیچ پشیمان ادب است
چشم بگشا و ببین جمله کلام الله را
آیه آیه همگی معنی قرآن ادب است
گر تو خواهی که قدم بر سر ابلیس نهی
با ادب باش ببین قاتل شیطان ادب است
چند روزی که در این خانه ی تن مهمانی
با ادب باش که خاصیت مهمان ادب است
ما طلبه ها در زمان های قدیم کتاب آدابُ المُتَعلِّمین ( و مُنیَةُ المُرید از شهید ثانی) می خواندیم [ آدابُ المُتَعَلِّمین رسالهای در تعلیم و تربیت به عربی ، نوشته خواجه نصیرالدین طوسی (579-672) دانشمند و فیلسوف نامدار ایرانی است.... مُنْیَةُ المُرید فی أدَبِ المُفیدِ وَ المُسْتَفید کتابی است در حوزه اخلاق اسلامی، اثر زین الدین بن عَلیّ عامِلی، معروف به شهید ثانی (شهادت، 966ق) در موضوع آداب متقابل شاگرد و استاد و آداب تعلیم و تعلم در اسلام. ] و در بابِ آداب بین شاگرد و استاد (آدابُ المُتعَلِّم و المُعَلِّم) کتاب های مختلفی از زمان های بسیار دور تا حال نوشته شده که کتاب (مُنیَةُ المُرید ) از شهید ثانی در باب آداب مُتَعَلِّم(شاگرد) و مُعَلِّم (استاد) ، خیلی جالب است و بحمدالله در اوایل طلبگی آن را خواندم و در مقدمه کتاب مَعالِمُ الأُصول ( تألیف شیخ جَمالُ الدّین حسن بن شیخ زین الدین شهید ثانی ) هم که از کُتُب اصولی قدیمی است احادیث زیادی در چند فصل در باره ارزش علم و تحصیل علم و جایگاه عالم و ..... بیان شده است و زمانی که ما کتاب معالمُ الأُصول می خواندیم از مقدمه آن که خیلی عالی است بهرمند شدیم . متاسفانه امروزه خیلی به کتاب آدابُ المُتَعلِّمین توجه نمی شود . جالب است بدانید که کتاب مَعالم یکی از کتاب های اصولی مختصر و متقن است با اینکه این کتاب یک کتاب اصولی است ولی در مقدمه اش مطالب بسیار ارزشمندی در باره علم و عالم و نیز متعلِّم بیان شده است و شایسته می باشد که طلاب و دانشجویان از آن و مانند آن بهره مند گردند .
سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
*********************************************
کتاب «آدابُ المُتَعَلِّمین»
کتابی درباره آداب تعلیم و تربیت اسلامی، رسم علم آموختن و دانستنی های طالب علم و مراتبِ اخلاقی آنان به زبان عربی. این اثر، نقطه تحوّل در تاریخ تربیت اسلامی شرق تا اوایل قرن 12 هجری است. نویسنده آن "برهانُ الدین زرنوجی" فقیه و عالمِ بزرگ قرن پنجم و ششم هجری قمری. در این کتاب به اقوال و آراءِ دانشمندان و شاعران استناد و از شعرا و اثر دانشمندان اهل تسنن بسیار یاد شده و اشعار و نکته هایی از آنها به مناسبت آمده، گرچه بعضی از نویسندگان، نام و سخنان آنها را یا حذف کرده و یا تغییر داده اند و بعضی تألیف آن را به خواجه نصیرالدین طوسی، نسبت داده اند. این اثر، چند بار تحریر و تلخیص شده که یکی از این تحریرها در حاشیه کتاب «اَلهدایَةُ فِی النَّحو» در کتاب جامعُ المقدمات است.
معرفی اجمالی نویسنده:
برهان الدین زرنوجی، از شهر «زرنوج» در نزدیکی شهر بخارا بود و به همین دلیل به «زرنوجی» معروف شد. او شاگرد فقیه حنفی "برهان الدین مرغنیانی" نویسنده «الهدایه» بود. اگر چه وی به عنوان یک فقیه برجسته، مشهور شد ولی معلم بزرگی بود که عمیقا به فرآیند تعلیم و تربیت رسمی علاقه مند بود. او سال 1203 میلادی، رساله «تعلیم المتعلم» (آموزش فراگیر و روش یادگیری) را نوشت. زرنوجی سال 519 هـ ق برابر 1125 میلادی در گذشت.
انگیزه نویسنده از تالیف کتاب:
از نظر نویسنده، علی رغم تلاش زیادی که بسیاری از دانش جویان در راه کسب علم دارند، ولی قادر به تحصیل آن و بهره مند از ثمرات آن نیستند، به دلیل اینست که راه و روش تحصیل علم را نمی دانند و قدم در راه صحیح نگذاشته، لذا به مقصود نمی رسند. از این جهت، مؤلف سعی کرده تا راه کسب دانش علم را بنابر آنچه که در کتابها خوانده یا از بزرگان و اساتید شنیده، نشان داده و بطور ایجاز بیان کند.
ساختار کتاب آداب المتعلمین
این تحریر که در حاشیه کتاب الهدایه، در کتاب جامع المقدمات است، شامل 12 فصل و فاقد 2 فصل از متن اصلی کتاب و اشعار کتاب است.
فصل اول: در حقیقت و ماهیت علم، تعریف و فضیلت علم، وجه امتیاز انسان از حیوان، حرمت و وجوب بعضی از علوم، حرمت علم نجوم و ضرر آن. از همین موضوع، معلوم می شود که انتساب آداب المتعلمین به خواجه نصیر طوسی که خود منجم و ریاضی دان بود، کاملا بی اساس است.
فصل دوم: هدف مطالعه علم آموزی برای بقا و احیای دین، بی توجهی به امور دنیوی.
فصل سوم: موضوعاتی چون، انتخاب رشته خاص با دلیل و ره صحیح، انتخاب استاد، انتخاب رفیق و دوست همدرس، ثبات در یادگیری، درک محضر استاد دانشمند، سفر برای پیدا کردن بهترین استاد، شرایط تحصیل، احترام به علم و کتاب، احترام به استاد.
فصل چهارم: شامل مباحثی چون: اوقات درس در شبانه روز، تکرار درس، همت و استقامت در آموختن.
فصل پنجم: اختصاص روزهایی در هفته برای تکرار، بازخوانی دروس گذشته، طی مراحل درسی به ساده دروس مشکل، حسن مباحثه برای دانش جویان.
فصل ششم تا نهم: مربوط به سن تحصیل، بی توجهی به امور دنیوی در تحصیل علم، پاکدامنی دانشجو، همه جا باید علم آموخت و آن را ضبط کرد.
فصل دهم: دانشجو باید از همنشینی با پرگویان و سخن چینان، اشرار و ظالمین دوری کند. دانشجو باید به آداب نیکو و سنت های خوب، تمسک پیدا کند.
فصل یازدهم: علل حفظ و تقویت حافظه و علل فراموشی (کم خوری، مباحثی چون نماز شب، قرآن خواندن، خوردن عسل و کندر. علل فراموشی چون: گناه، اندوه برای مسائل دنیا، خواندن سنگ مقابر، خوردن بعضی از خوراکیها).
فصل دوازدهم: علل کمی عمر و زیادی عمر، چون: خواب زیاد، اهمال در نماز، ترک دعا، جلوتر از استاد راه رفتن، بخل و اسراف، ترک مغفرت برای پدر و مادر و استاد، صله رحم، احترام به اساتید و بزرگان، رعایت بهداشت
http://tahoor.com/fa/article/view/29390
*** متن فارسی کتاب آداب اسلامی (آدابُ المُتَعَلِّمین) معاونت تهذیب حوزه علمیه استانِ فارس+برای طلّاب پایه 1 ..... .....
*** اَنیسُ الطّالِبین؛ ترجمه آدابُ المُتَعَلِّمین + مرحوم استاد سید محمد جواد ذهنی تهرانی ...
** متنِ کتابِ آدابُ المُتَعَلِّمین - تبیان
** مُعرفی فصل های کتابِ آدابُ المُتَعَلِّمین - ویکی شیعه
***نسیم معرفت***
به نام خدا
با سلام و ادب واحترام
حفظ حرمت انسان بخصوص انسان مسلمان شیعه بر همه لازم است. در روایت است که حرمت مومن از حرمت کعبه هم بالاتر است . با توجه به اینکه برخورد حضرت استاد محسن قرائتی با آقای حسین نمازی معروف به دوربینی در میان جمع نوعی تحقیر وی را در پی داشته و تبعات نامطلوب اجتماعی نیز برآن مترتب است لذا این فعل و کار استاد بزرگوار قابل دفاع نیست مخصوصا اینکه نگاه همه به ایشان به عنوان معلم قرآن کریم و کلاس هم کلاس تربیتی و دینی باشد ولی در عین حال با توجه به اینکه ایشان خدمات بزرگی جهت ترویج فرهنگ قرآنی و دینی نموده و با عنایت به اینکه همه انسان ها به غیر از حضرات معصومین علیهم السلام در معرض خطاها و اشتباهات هستند و مصونیت از خطا و لغزش ندارند می توان از این اشتباه استاد صرف نظر نمود مخصوصا که ایشان عذرخواهی هم از آقای حسین نمازی نمودند و دامن زدن به این مساله جهت تخریب این استاد گرانمایه جایز نیست و چه بسا گناه بزرگ محسوب گردد. .... ....
(سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی)
بیست و ششم مهر 1396 . از جوار کریمه اهل بیت حضرت معصومه (سلام الله علیها)
آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
***نسیم معرفت***
# شهادت مظلومانه شهید محسن حُجَجی نجف آبادی را به همه آزایخواهان و مُحبّان و عاشقان اهل بیت (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) و به ملت شریف و شهید پرور ایران و به پدر ومادر و اقوام و خانواده محترم و مُکرّمش و نیز به مردمان دیارش تسلیت عرض می نمایم. شهادت ، آرزوی نیک سیرتانی است که سَیر در سیره سرور شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (عَلَیهِِ السَّلامُ) دارند .
#سلام بر همه شهدای راه حق
#سلام بر ملت شهید پرور ایران
#سلام بر مردم شهید پرور اصفهان
#سلام بر مردمان شریف نجف آباد اصفهان
#سلام بر شهید محسن حُجَجی
#سلام بر اقوام و خویشان و دوستان و آشنایان این شهید عزیز
#سلام بر خانواده بزرگوار شهید مُحسن حُجَجی
#سلام بر پدر و مادر عزیزش
#سلام بر همسر و فرزند سرافرازش
# شهید محسن حُجَجی در دل های جوانانِ غَیور ایران زمین و آزادیخواهان جا دارد
#همه جای ایران ، محسن حُجَجی است
#ایران ، پر از محسن حُجَجی است .
#او زنده است
#او زنده تر خواهد شد
# داعشیانِ گرگ صفت و کوردل و کج اندیش با جدا کردن سر این شهید عزیز گمان کردند که او را از بین بردند ولی نفهمیدند و نمی فهمند که محسن حُجَجی زنده تر شد و شهادتش ، #کربلای حسینی را در ذهن ها و خاطره ها ترسیم و تجدید نمود
.
#از شهید محسن حُجَجی بوی خوش کربلا می آید .
.
#السلام_علیک_یا_ابا_عبدالله_الحسین_علیه_السلام
.
. (# آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی )
***نسیم معرفت***
حدیث عشق و ایمان است قرآن
صفا بخش دل و جان است قرآن
گلی از گلشن فیض الهی
نه تنها گل ، گلستان است قرآن
حیات جوامع بشری به برنامه ها و تعالیم حیاتبخش ثَقَلَین یعنی قرآن و عترت است و اگر حقِّ ثَقَلَین رعایت می شد زندگی بشر به سوی نورانیت و سعادت و صفا و آرامش و خیر و نیکی و فلاح و رشد و کمال و تعبُّد و توحید و ... متحوِّل می شد ولی نیت پلید و دست خیانت و قدرتِ ظالمانه حاکمانِ جَور و ستم در صدر اسلام و بعد از آن ، سببِ محرومیت جوامع بشری از فیوضات و انوار ثَقَلَین گشته و این حِرمان همچنان ادامه دارد تا روزی که حضرتِ حجّت ثانی عشر مهدی موعود (عَجَّلَ اللهُ تَعالَی فَرَجَهُ الشَّریفَ) ظهور فرماید . پیامبر گرامی اسلام (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَمَ) پیوسته مردم را به قرآن و عترت سفارش می فرمود و حدیثِ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ در منابع معتبر اهل سنت و شیعه ذکر شده است و متاسفانه امت پیامبر (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَمَ) به این حدیث عمل نکردند و هر خسارتی که به جهان اسلام و بشریت وارد شد و می شود به جهت پشت کردن و بی توجهی به این سفارش پیغمبر (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَمَ) است . رنج و آلام و ظلم و فساد و بیدادگری و حق کُشی و جنایت و قتل وخونریزی و غارت که در جهانِ امروز می گذرد حاصل دوری از فرامین انبیاء (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) و جدایی از قرآن و عترت است . درمان و اصلاحِ بشریت دراین نسخه جاویدِ الهی و آسمانی است . قرآنِ کریم ، فیضِ نقد و آماده از جانبِ پروردگارِ عالَم است و عَلَی الدَّوام و پیوسته باید در محضر قرآن کریم بود و با آن اُنس و اتصال داشت و از زُلالِ آیات حیاتبخش و صفابخشش بهره مند شد . محرومیت از این فیضِ بیکران موجب خسران و زیان در دنیا و آخرت است . امید است که شکرگزار این هدیه الهی و آسمانی و امانتِ حضرت نَبَوی (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَمَ) باشیم و در همه ایام جان و دل خود را به آیات نورانیش صفا و جلاء ببخشیم . در روایتی از امام صادق (عَلَیهِ السَّلامُ) آمده است که فرمود : مَن قَرَاَ القُرآنَ وَ هُوَ شابٌّ مُؤمِنٌ اِختَلَطَ القُرآنُ بِلَحمِهِ وَ دَمِهِ وَ جَعَلَهُ اللّه عَزَّوَجَلَّ مَعَ السَّفَرَةِ الکِرامِ البَرَرَةِ ، وَ کانَ القُرآنُ حَجیزا عَنهُ یَومَ القیامَةِ . هر جوان مؤمنى که در جوانى قرآن تلاوت کند، قرآن با گوشت و خونش مى آمیزد و خداوند عزّوجلّ او را با فرشتگان بزرگوار و نیک قرار مى دهد و قرآن نگهبان او در روز قیامت، خواهد بود. (کافى- ج 2، ص 603 - اصول کافی، ج 4، ص 405، «کتاب فضل القرآن»، «باب فضل حامل القرآن»، حدیث 4 و 8)
سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
بیستم تیر 1396 ه.ش
شانزدهم شوّال المکرّم 1438 ه.ق
** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی
.: Weblog Themes By Pichak :.