سفارش تبلیغ
صبا
منوی اصلی
تدبیر در قرآن
آیه قرآن
آمار و اطلاعات

بازدید امروز :5
بازدید دیروز :50
کل بازدید :24089
تعداد کل یاد داشت ها : 114
آخرین بازدید : 97/10/29    ساعت : 2:8 ص
درباره
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
امکانات دیگر
ابر برچسب ها
آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی ، آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ، آیت الله سعادت میرقدیم ، ... ، .... ، قسمت پنجم ، آیت الله سعادت میرقدم لاهیجی ، پنج اصل مهم درباره دعا ، تفسیر سوره کهف بر اساسِ«اَلمیزان» ، تفسیرآیه 56ازسوره ذاریات ، تفسیرسوره کهف براساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان ، تفسیرسوره کهف براساسِ«اَلمیزان ، تفسیرسوره کهف براساسِ«اَلمیزان» ، تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.علامه طباطب ، تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان» ، تفکر صحیح و موانع آن ، توضیح حدیث امام جواد ع ، توضیح حدیث امام هادی ع ، چرا باید معصومین (علیهم السلام) معصوم باشند؟ ، حجاب و عفاف و راهکارهایی در جهت اجرایی کردن آن- ، حسین (علیه السلام) یعنی همه فضیلت هاو خوبی ها ، حضرت آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی ، حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ، حضوردرشبکه های اجتماعی بابرنامه وهدف درست ، حق چیست؟ ، حیات طیّبه چیست؟(حضرت آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی) ، خدا دور نیست همین نزدیکی است ، دربحث های سیاسی و غیر سیاسی توهین ممنوع ، درس اصول ، درس هایی از کربلا وقیام امام حسین علیه السلام ، درس کتاب کفایة الأصول(جلداول ازابتدا) ، درمکتب شیطان جزدرس گمراهی و بدبختی نیست ، دعایکی ازنیازهای واقعی وفطری بشراست(آیت الله سعادت میرقدیم لاهیج ، رابطه استاد و شاگردی ، رحلت آیت الله هاشمی ، رهایی از تفکرِ نادرست ، روزقدس روز خشم وفریاد... ، زود های ناپسند و مَذموم و ممنوع ، زود های ناپسند و مَذموم و ممنوع .... ، سخنانی کوتاه ازآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ، سخنانی کوتاه وپُرمحتوی ازآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم-46- جنس آ ، سلام بر حسین بن علی (عَلَیهِما السَّلامُ ) ، سوره یونس آیات 24 و 25 ، سیاسیون و انقلابیون و مذهبیون باید صبر و متانت داشته باشند ، شاگردان سطح عالی کلاس حضرت آیت الله سعادت میرقدیم ، شماره 1 ، شناخت حق یک نعمت الهی است ، صفا بخش دل و جان است قرآن ، غدیر روز تجلی امامت و ولایت-امامت همانند قلب که مرکز بدن است ، م ، فائده های سیر وسفر ، فتنه هشتادوهشت( 88 )وسرانِ فتنه،خطِّ قرمز است ، فروغ وجدان- وجدان چیست؟ تعریف وجدان- اقسام وجدان ، قاعده مُعطِی الشَّیء لا یَکُونُ فاقِداََ لَهُ ، قبل ازمحکم کاری درکاری آن رافاش مکن ، قدرداشته هایمان را بدانیم و حسرت ناداشته هارانخوریم ، قرآن مایه حیات است- قرآن وعترت همیشه باهمند ، آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی... ، ارزش و اهمیت نوروز در اسلام ، ارواح (قلوب و دل ها) سه دسته هستند ، استادسیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ، استادقرائتی ، اصول پانزده گانه در بحث های سیاسی و ..-آیت الله سید اصغر سعادت ، اعتباروارزش انسان هادرآخرت به اعمال است ، اقسام ادراکات انسان ، امام خمینی باآثارواندیشه های بلندخودهمیشه زنده است ، انتخاب دکتر حسن روحانی مبارک ، اهل سیاست است بایداهل دیانت نیز باشد ، اهمیتِ وحدت اسلامی بین مسلمین ، اهمیتِ وحدت اسلامی بین مسلمین... ، اهمیت کتاب و کتابخوانی(آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی) ، اوضاع سیاسی اجتماعی عصرامام حسن(ع) ، ایران پر از محسن حججی است ، باآیت الله زین العابدین قربانی گیلانی چگونه رفتارکنیم؟ ، باریک بینی های مضروتفرقه افکنانه و وحدت شکن ، بانوی کرامت حضرت معصومه (سَلامُ اللهِ عَلَیها)... ، بدهکاری های دیگران را که توانایی ندارند به عُهده بگیرید ، برخی ازجاهل ها و نادان هاهرگز بیدارنمی شوند ، بررسی اجمالی معانی حق ، بررسی کلمه(جَور)درخطبه 22 نهج البلاغه فیض الاسلام ، بسیجی رنگی جزرنگ الهی ندارد...(هفته بسیج گرامی باد) ، به « آدابُ المُتَعَلِّمین» اهمیت بدهیم ، به چه کسی می توان آیت الله گفت؟ ، به نظرحضرتعالی رسالت اصلی حوزه های علمیه چیست؟ ، پرسش و پاسخ ، پرسش و پاسخ(حضرت آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی) ، پرهیز از تقابل و دشمنی ، پرهیز از خشونت و بد زبانی وبدرفتاری... ، پیام آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی ، پیام تسلیت آیت الله سعادت میرقدیم ، پیام تسلیت جهت رحلت مجاهد نستوه شجونی ، پیروز واقعی ملت شریف ، پیروزی جبهه مقاومت و شکست داعش ، تأثیرشعروادب فارسی درفرهنگ واخلاق مردم ، تاتوانی درس بخوان ای طلبه ، تبیین اقسام ثلاثه علم الهی:1-علم خداوند به ذاتش2-..3-.. آیت الله ، تخریب این استاد گرانمایه جایز نیست ، تذکربرای متکبران و مغرورین ، تَذکِرَةُُ لِلمُتَکبِّرین وَالمَغرُورِین ، (اقسام تقابل ، آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی... ، آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی ، قسمت دَهُم ، قسمت سوم ، قسمت ششم ، محمد(ص)پیامبررحمت ویاورستمدیدگان ، محکومیتِ اقدام برخی از مسؤلان جهاد دانشگاهی گیلان ، مسؤلیت بزرگ حوزه های علمیه وعلماء ، مسجدامام زین العابدین ع درمنطقه چهارراه سجادیه قم ، معرفة النفس ( خود شناسی) - انسان یکی از پیچیده ترین موجودات عالَ ، من کیستم وحقیقت و واقعیتِ من چگونه است؟!! ، منظوراز(وَالْقَواعِدُمِنَ النِّساءِ اللاّتی لا یَرْجُونَ نِکاحًا ، منظورازکلمه خیر در دعای نماز میت چیست؟! ، مهریه باید مالیت داشته باشد (سؤال و جواب) ، ناپایداری دنیا و پایداری آخرت ، نامه آیت الله یزدی ، نصیحتِ حافظ (ای بیخبر بکوش که صاحب خبر شوی) ، نقد وبررسی یک درسنامه(آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی) ، نیایشنامه سعادت(حضرت آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی) ، نکات سیزدهگانه ، نکاتی درباره برخورد با مواد مخدر و معتادین ,... ، هدف اصلی ازانقلاب اسلامی ، هُشدارواخطاردرباره سقوط ازمقام انسانیت ، هیچ می دانیدکه(مَثَلُ الْأَعْلی‏ )برای خداوندچیست ؟ ، یَومُ اللهِ 13 آبان (روز ملی مبارزه با استکبار جهانی) ، 13آبان روزاظهار خشم و انزجار دربرابر استکبارجهانی ، 3کتاب مقدس بی پایان( اَلنَّهجُ وَالقُرآنُ وَالصَّحیفَةُ) ، 96 ، آثاروبرکات راهپیمایی عظیم اربعین حسینی ، آدمی تا به خدا نرسد موجودی ناآرام است ، آیا ایمه (علیهم السلام) علم غیب به همه چیز دارند یا نه؟ ، آیا با دشمنان اسلام و دین می توان مذاکره نمود؟-ماجرای حضرت موسی ، آیا برخی اذکار و ذکرها سنگین و خطرساز هستند؟!!! ، آیا زن ها شرّ هستند ؟! الْمَرْأَةُ شَرٌّ کُلُّهَا وَ شَرُّ مَا ف ، آیا شانس واقعیت دارد؟!! بَخت و اِقبال و صُدفه و اتفاق ، آیااینترنت وفضای مجازی ازابزارهای شیطانی است یانه؟!... ، آیابنی آدم اعضای یکدیگرنددرست است یابنی آدم اعضای یک پیکرند؟!! ، آیادروغ گفتن شوهر به خانم و همسرش جایزاست؟ ، آیانخستین ماه سال ،مُحَرّم است یا ماه رمضان؟ ، آیاورودسپاه به مسائل اقتصادی وسیاسی برخلاف نظرامام خمینی نیست؟-آ ، آیاولی فقیه بایدمعصوم باشد؟ ،

فسیرسوره کهف براساسِ«اَلمیزان+قسمت دَهُم+آیت الله سعادت میرقدیم

Related image

***نسیم معرفت***

تفسیر سوره کهف بر اساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان  جلد 13.علامه طباطبایی»+قسمت دَهُم

با ترجمه و توضیح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


     بَحثُُ رَوائِیُُّ


فِی تَفسیرِ العَیّاشِیِّ  عَنِ البَرقِیِّ رَفَعَهُ عَن أَبِی بَصیرِِ عَن أَبِی جَعفَرِِ (عَلَیهِِ السَّلامُ) : «لِیُنْذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِنْ لَدُنْهُ»  قالَ : الَبَأسُ الشَّدیدُ :  علِیُُّ  (عَلَیهِِ السَّلامُ)   وَ هُوَ مِن لَدُن رَسُولِ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) قاتَلَ مَعَهُ عَدُوَّهُ فَذلِکَ قَولُهُ : «لِیُنْذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِنْ لَدُنْهُ» : أَقُولُ : وَ رَواهُ اِبنُ شَهرَآشُوبَ عَنِ الباقِرِ وَ الصّادِقِ (عَلَیهِِما السَّلامُ)  وَ هُوَ مِنَ التَّطبیقِ وَ لَیسَ بِتَفسیرِِ.

وَ فِی تَفسیرِ القُمِیِّ
فِی حَدیثِ أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ  (عَلَیهِِ السَّلامُ) : فِی قَولِهِ (تَعالَی): "فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ" یَقُولُ : قَاتِلٌ نَفْسَکَ «عَلَى آثَارِهِمْ» ، وَ أَمَّا «أَسَفاً» یَقُولُ : حُزْناََ.
وَ فِی الدُّرُِّ المَنثُورِ ، أَخرَجَ اِبنُ جَریرِِ وَ ابنُ أَبِی حاتَمِِ وَ
ابْنُِ مَرْدَوَیْهِ وَ الحاکِمُ فِی التَّأریخِ، عَن اِبنِ عُمَرَ قالَ: تَلا رَسُولُ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) هذِهِ الآیَةَ "لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلا" فَقُلتُ ما مَعنَى ذلِکَ یا رَسُولَ اللهِ؟ قالَ:لِیَبْلُوَکُم أَیُّکُم أَحسَنُ عَقلاََ وَ أَورَعُ عَن مَحارِمِ اللهِ وَ  أَسرَعُکُم فِی طاعَةِ اللهِ.

وَ فِی تَفسیرِ القُمِیِّ،
فِی رِوَایَةِ أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (عَلَیهِِ السَّلامُ) : فِی قَولِهِ: "صَعِیدًا جُرُزًا" قالَ: لا نَباتَ فیِها.

  بحث روایی

در تفسیر عَیّاشى (محمّد بن مسعود عَیّاشی سَمَرقَندی) از بَرقِى (اَحمَد بن مُحمَّد بن خالِد بن عَبدالرَّحمان بَرْقِی مشهور به بَرقِی صاحب کتاب «اَلمَحاسِن») روایت کرده که او  مَرفُوعاََ مَرفُوعاََ  (یعنی به طور حدیث مرفوع با حذف یک یا چند راوی از وسط یا آخر سَنَدِ حدیث)  از ابى بصیر از امام باقر (عَلَیهِِ السَّلامُ) روایت کرده که آن حضرت فرمود :  که مقصود از « بَأْس شَدِید» در آیه دوم از سوره کهف («لِیُنْذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِنْ لَدُنْهُ» ) عَلىّ (عَلَیهِِ السَّلامُ) است و او (عَلىّ «ع»)  به عنوان مأموریّت از طرف رسول خدا (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)   به همراه آن حضرت با دشمنانش  مُقاتَله و جنگ نمود . پس به خاطر همین قضیّه و ماجرا است که این آیه («لِیُنْذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِنْ لَدُنْهُ»)  در شأن عَلیّ (عَلَیهِِ السَّلامُ) نازل شد (و به اصطلاح شأن نزول این آیه شریفه همان است که نقل شد)

علامه طباطبایی می فرماید : این روایت را اِبن شَهرآشُوب مازندرانی  از امام باقر و امام صادق (عَلَیهِِما السَّلامُ) نیز  نقل کرده است و این مطلب و شأن نزولی که در باره آیه شریفه ذکر شد از باب تطبیقِ مصداق بارز بر آیه است نه اینکه تفسیری برای آیه شریفه باشد. به عبارت دیگر معنایش این نیست که آیه شریفه در این خصوص نازل شده است بلکه منظور آن است که یکى از مصادیقِ بارز از  عذابهاى شدید ، ماجرای مُقاتله و جنگِ  على (عَلَیهِِ السَّلامُ)  با دشمنانِ پیغمبر (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) است.

و در تفسیرِ عَلیّ بن ابراهیم قُمىّ در روایت و حدیث أَبِی الْجَارُود از امام باقر (عَلَیهِِ السَّلامُ) آمده است که آن حضرت در باره معنای آیه ششم از سوره کهف "فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ"  چنین فرمود : (ای پیامبر ص) تو بواسطه آثار و اعمال عصیانگرانه و ایمان نیاوردن آنها (مخالفین و کفار) به جهت دلسوزی زیادی که در امر هدایتشان داری گویی از شدت حزن و غم و اندوه  قاتل و از بین برنده خودت هستی  .  و  نیز در باره کلمه «أَسَفاً» فرمود: یعنى از روی حُزن و اندوه .(به جهت دلسوزی زیادی که در امر هدایتشان داری گویی از شدت حزن و غم و اندوه می خواهی خودت را هلاک کنی  )

و در تفسیر اَلدُّرُِّ المَنثُورِ (ازجَلالُ الدّین سُیوطی شافِعی مصری ) است که اِبنُ جَریر و اِبن أَبِی حاتَم و ابْنِ مَرْدَوَیْه و حاکِم (یعنی ابوعبدالله محمّد بن عبدالله معروف به حاکِم نیشابوری، متوفی سال 405 هجری ) در کتاب تاریخیش(تاریخ نیشابور)  از اِبن عُمر نقل کرده اند که رسول خدا (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) آیه هفتم از سوره کهف  "لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلا" را تلاوت فرمود، من پرسیدم: یا رسول اللّه معناى آن چیست ؟ آن حضرت فرمود: یعنى تا آنکه شما را بیازماییم که کدامیک از شما عقل بهتر و وَرَع و تقوای بیشتر از مَحارِم الهی دارید و کدامیک از شما  در سبقت در اطاعت الهی  شریع تر و شتابان تر هستید.

و در تفسیرِ عَلیّ بن ابراهیم قُمىّ  در روایت أَبِی الْجَارُود از ابى جعفر (امام باقر) (عَلَیهِِ السَّلامُ) نقل کرده که در رابطه با  معناى "صَعِیدًا جُرُزًا" فرمود:  یعنی : زمینى که گیاهی ندارد.

 

... ....  ادامه دارد ........

*تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.علامه طباطبایی+با ترجمه و توضیح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی+قسمت اول +کلیک کنید

** تفسیر سوره کهف بر اساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد 13.علامه طباطبایی+استاد سعادت میرقدیم لاهیجی+پایگاه اندیشوران حوزه (http://saadat.andishvaran.ir/fa/ShowNote.html?ItemId=15095)


 

*****************************************************


** تفسیرسوره کهف براساسِ«اَلمیزان» +آیت الله سید اصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+ نسیم معرفت
 +قسمت هفتم+کلیک

 
** تفسیرسوره کهف براساسِ«اَلمیزان»+آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی+نسیم معرفت  
 +قسمت هشتم+کلیک


** تفسیرسوره کهف براساسِ«اَلمیزان+قسمت نُهُم+آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی+نسیم معرفت+قسمت نُهُم...






برچسب ها : آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی  , تفسیرسوره کهف براساسِ«اَلمیزان  , قسمت دَهُم  ,

      

Related image

 

***نسیم معرفت***

تفسیر سوره کهف بر اساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان  جلد 13.علامه طباطبایی»+قسمت ششم

با ترجمه و توضیح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

......    .....     ......    .....
* وَ ذِکرُ إِنذارِهِم خاصَّةََ ثانِیاََ بَعدَ ذِکرِهِ عَلى وَجهِ العُمُومِ أَوَّلاََ بِقَولِهِ : "لِیُنْذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِنْ لَدُنْهُ" لِمَزیدِ الأِهتِمامِ بِشَأنِهِم.

اینکه نخست در آیه دوم از  سوره کهف با عبارت ("لِیُنْذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِنْ لَدُنْهُ") به نحو عموم همه مردم و بدکاران را انذار نمود و بعد در آیه سوم از سوره کهف با عبارت (وَ یُنْذِرَ الَّذِینَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا . ) مجددّا  و دوباره تهدید و انذار را به کسانى اختصاص مى دهد که براى خدا فرزند قائل شده اند این تکرارِ انذار به نحوِ عام و خاص به جهت مزید اهتمام و توجه دادن در خصوص کار ناشایست آنها(مشرکان و بت پرستان و یهودیان و مسحیان) است  که گفتند «خداوند برای خود فرزندی یا فرزندانی اتخاذ کرده است» و به عبارت دیگر خداوند با انذارِ عام و خاص در آیات دوم و سوم از سوره کهف ، نفی فرزند داشتن خدا را مورد توجه و عنایت ویژه قرار داده است تا احدی در حریم قُدس الهی به اندیشه شرک آلود مبتلا نشود .

* قَولُهُ تَعالَى: (مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَ لا لآبَائِهِمْ کَبُرَتْ کَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ ... اِلَخ) کانَت عامَّتُهُم یُریدُونَ بِقَولِهِم: «... اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا» حَقیقَةَ التَّولیدِ کَما یَدُلُّ عَلَیهِ قَولُهُ : أَنَّی یَکُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَ خَلَقَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ ...": أَلأَنعام: 101. وَ قَد رَدَّ سُبحانَهُ قَولَهُم عَلَیهِم أَوَّلاََ بِأَنَّهُ قَولُُ مِنهُم جَهلاََ بِغَیرِ عِلمِِ وَ ثانِیاََ بِقَولِهِ فِی آخِرِ الآیَةِ: (...إِنْ یَقُولُونَ إِلا کَذِبًا).

قول خداوند متعال که فرمود :(مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَ لا لآبَائِهِمْ کَبُرَتْ کَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ ... اِلَخ) بیانگر آن است که عموم کسانی که برای خداوند فرزند قائل شدند اراده  و نیت و باور و اعتقادشان چنین بود که خداوند واقعا و حقیقتا دارای فرزند است و به عبارت دیگر ، منظور و خواست و اراده شان «حَقیقَةُ التَّولید» و فرزند دار شدن خدا بود همچنانکه آیه : (أَنّی یَکُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَ خَلَقَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ ... سوره انعام آیه 101) بر این مطلب دلالت دارد . و به تحقیق خداوند سبحان این سخنِ باطل و سخیفشان را به دو دلیل رد نمود : 1- اوَّلا اینکه این سخن و گفتارشان ، سخنی جاهلانه و بدون علم و آگاهی است. (مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ)   2- و ثانیاََ اینکه براساس ذَیل و انتهای آیه 5 سوره کهف(...إِنْ یَقُولُونَ إِلا کَذِبًا) آنها دروغگو و دروغ باف هستند . بنابراین  قول و کلام آنها  مبنی بر اینکه خداوند دارای فرزند است دروغی بیش نیست .

* وَ کانَ قَولُهُ: (مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ) شامِلا لَهُم جَمیعاََ مِن آباءِِ وَ أَبناءِِ لکِنَّهُم لَمّا کانُوا یُحیلُونَ العِلمَ بِهِ إِلَى آبائِهِم قائِلینَ إِنَّ هذهِ مِلَّةُ آبائِنا وَ هُم أَعلَمُ مِنّا وَ لَیسَ لَنا إِلّا أَن نَتَّبِعَهُم وَ نَقتَدِیَ بِهِم فَرَّقَ تَعالَى بَینَهُم وَ بَینَ آبائِهِم فَنَفَى العِلمَ عَنهُم أَوَّلاََ وَ عَن آبائِهِمُ الَّذینَ کانُوا یَرکُنُونَ إِلَیهِم ثانِیاََ لِیَکُونَ إِبطالاََ لِقَولِهِم وَ لِحُجَّتِهِم جَمیعاََ .
قول و سخن خدا که فرمود : (مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ . آنها هیچ علم و آگاهی نسبت به این سخن و گفتار باطلشان ندارند)  در واقع شامل همه آنها اعمّ از سَلَف و خَلَف  و پدران و پسران شان است زیرا همگی آنهایی که از روی جهل و به باور غلطشان قائل بودند که خداوند دارای فرزند است هیچ دلیل و مدرک و علمی در این باره نداشتند بنابراین از جهت اینکه این سخن ، سخن جاهلانه ای است فرقی بین آباء و ابناء آنها نیست و همگی شان جاهل و نادان بودند و بدون علم و آگاهی چنین نسبتی به خداوند دادند ولی از جهت اینکه آنها علم و آگاهی به این اعتقاد و نظر باطلشان را به نیاکان و آباء و اجداشان اِحاله و حواله کردند و می گفتند : (که این دین و نظرِ ما همان دین و نظر پدران ما است و آنها داناتر از ما بودند و شایسته نیست مگر اینکه از آنها پیروی کنیم و به آنان اقتدا نماییم )  لذا خداوند متعال  بین آنان و پدرانشان فرق گذاشته است به این صورت که نخست از ایشان نفى علم کرده و سپس از پدرانشان که به آنها اعتماد کرده بودند نفی علم نمود و  این فرق گذاشتن به جهت آن بود که  قول و گفتارشان  و نیز  حجت و دلیلشان(که مستند به آبائشان می کردند) ابطال و باطل گردد .

* وَ قَولُهُ : «کَبُرَتْ کَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ» ذَمُُّ لَهُم وَ إِعظامُُ لِقَولِهِم: «... اِتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا » لِما فِیهِ مِن عَظیمِ الأِجتِراءِ عَلَى اللهِ سُبحانَهُ بِنِسبَةِ الشَّریکِ وَ التَّجَسُّمِ وَ التَّرکُّبِ وَ الحاجَةِ أِلَى المُعینِ وَ الخَلیفَةِ إِلَیهِ،  تَعالی‏ عَن ذالِکَ عُلُوًّا کَبیراً .
و قول خداوند متعال که فرمود: («کَبُرَتْ کَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ . سخن بزرگ و سنگینی از دهانشان خارج می شود » ) در واقع براى مذمت آنان و بزرگ شمردن سخن باطلشان است که گفته بودند:(«... اِتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا .« خداوند، فرزندى براى خودانتخاب کرده است‏»  ) زیرا که در این سخنشان ، گستاخی و جُرأت و جسارت بزرگى بر خداوندِ سُبحان می باشد از آن جهت که  شریک داشتن  و تجسم و جسمیّت و ترکیب و محتاج بودن به مُعین (کمک کار)  و خَلیفه (جانشین)  را به او نسبت داده اند -  تَعالی‏ عَن ذالِکَ عُلُوًّا کَبیراً. مقام و منزلتِ خداوند بسی بالاتر است از آنچه که به او نسبت می دهند .

* وَ رُبَما وَقَعَ فِی کَلامِ أَوائِلِهِم إِطلاقُ الأِبنِ عَلى بَعضِ خَلقِهِ بِعِنایَةِ التَّشریفِ لِلدَّلالَةِ عَلى قُربِهِ مِنهُ وَ اختِصاصِهِ بِهِ نَظیرُ قَولِ الیَهُودِ فِیما حَکاهُ القُرآنُ : عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ  (سوره توبه آیه 30) ، وَ قَولِهِم: نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ (سوره مائده آیه 18)،
و چه بسا در کلمات و سخنان برخی از قُدَمای یهود،«اِبنُ الله» و پسر خدا بودن بر بعضی از مخلوقات الهی (به عنایتِ تشریف و از باب شرافت و احترام و به اصطلاح ادبی از باب اضافه تشریفی است  که دلالت بر قرب و اختصاص و شرافت آن مخلوق نسبت به خدا دارد ) ، اطلاق و استعمال شده است  و از اینکه به برخی از مخلوقات «اِبنُ الله» می گفتند منظورشان به عنوانِ «حَقیقَةُ التَّولید»و فرزند حقیقی و واقعی برای خدا نبوده است بلکه اطلاقِ «اِبنُ الله یعنی پسرِ خدا» بر برخی از مخلوقات به عنوان تشریف و شرافت و احترام و تکریم و تعظیم بوده است (شبیه آن چیزی که به عنوان « ناقةُ الله» در قرآن آمده است(فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْیاها سوره شمس آیه 13) که اضافه شدن و انتساب «ناقه» به «الله» از باب اضافه تشریفی است که شرافت و عظمت ناقه حضرت صالح را می رساند .) نظیر قول و گفتار یهود بدان گونه که قرآن کریم از آن حکایت کرده است که «عُزَیر» را پسر خدا می دانستند و  می گفتند :عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ .عُزَیز پسر خدا است  (سوره توبه آیه 30) و یا مى گفته اند: ( نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ . ما پسران و دوستان خداییم.سوره مائده آیه 18 . )

* وَ کَذا وَقَعَ فِی کَلامِ عِدَّةِِ مِن قُدَمائِهِم إِطلاقُ الأِبنِ عَلى بَعضِ الخَلقِ الأَوَّلِ بِعِنایَةِ صُدُورِهِ مِنهُ کَما یَصدُرُ الأِبنُ عَنِ الأَبِ وَ إِطلاقُ الزَّوجِ وَ الصّاحِبَةِ عَلى وَسائِطِ الصُّدُورِ وَ الإِیجادِ کَما أَنَّ زَوجَ الرَّجُلِ واسِطَةُُ لِصُدُورِ الوَلَدِ مِنهُ فَأُطلِقَ عَلى بَعضِ المَلائِکَةِ مِنَ الخَلقِ الأَوَّلِ الزَّوجُ وَ عَلى بَعضِِ آخَرَ مِنهُمُ الأِبنُ أَوِ البِنتُ . وَ هذانِ الإِطلاقانِ وَ إِن لَم یَشتَمِلا عَلى مِثلِ ما اشتَمَلَ عَلَیهِ الإِطلاقُ الأَوَّلِ لِکَونِهِما مِنَ التَّجَوَّزِ بِعِنایَةِ التَّشریفِ وَ نَحوِهِ لکِنَّهُما مَمنُوعانِ شَرعاََ وَ کَفَى مِلاکاََ لِحُرمَتِهِما سَوقُهُما وَ سَوقُ أَمثالِهِما عامَّةَ النّاسِ إِلَى الشِّقاءِ الدّائِمِ وَ الهَلاکِ الخالِدِ .

و همچنین در کلمات و سخنان بعضى از قُدَماى یهود بر بعضى از مخلوقات اولیه «اِبنُ الله» و پسر خدا اطلاق و استعمال شده است به عنوان اینکه اینها اولین مخلوقاتِ الهی هستند که از خداوندِ متعال صادر شده اند و بوجود آمده اند همانطور که پسر از پدر صدور مى یابد و بوجود می آید  و بر آن موجوداتى که واسطه این صدور و ایجاد بودند اطلاق زوج و همسر برای خداوند  مى کرده اند. (تَعالی‏ عَن ذالِکَ عُلُوًّا کَبیراً .   مقام و منزلتِ خداوند بسی بالاتر است از آنچه که به او نسبت می دهند .)

پس  از ناحیه برخی از قُدَمای یهود بر بعضی از «ملائکة الله» که از مخلوقات اوّلیّه هستند ، زوج اطلاق شده است و  ملائکه را زوج و همسر خدا می پنداشتند و بر بعضی از ملائکه ، اِبن و بِنت اطلاق می کردند و آنها را پسران و یا دختران خدا می پنداشتند   .

و این دو اطلاق (1-اطلاق «اِبنُ الله» بر بعضی از مخلوقات از باب تشریف و تکریم و احترام  2- و نیز اطلاق «اِبنُ الله» بر برخی از مخلوقات اولیّه به عنوان اینکه اولین مخلوقاتی هستند که از خدا صادر  شده اند و بوجود آمده اند) هر چند که شامل آنچه که اطلاق اول (به عنوانِ «حَقیقَةُ التَّولید»و فرزند حقیقی و واقعی برای خدا) مى شده ،  نمى شود  چون این دو اطلاق از باب مجاز و به عنایت تشریف و  احترام بوده است ولی هر دو اطلاق مذکور همانند اطلاق اول از نظر شرع و اسلام ، ممنوع است . نه صحیح است که همانند اطلاق اول گفته شود  که  فلان موجود (مَعاذَ الله) فرزند واقعى و حقیقی خدا است آنطور که ما فرزندانِ پدرانِ خود هستیم و نه صحیح است که بگوییم فلان موجود آنقدر داراى شرافت و  احترام و عظمت است که اگر ممکن بود خدا فرزند دار شود جز این موجود کسى فرزند او نمى بود ، و ملاک ممنوعیت این دو اطلاقِ مذکور همین بس که هر دو باعث مى شود که عمومِ مردم گمراه گشته و رفته رفته از «اِبنُ الله» به نحوِ مجاز (به عنایت تشریف و تعظیم) عبور و عدول کرده و (مَعاذَالله) «اِبنُ الله» به معنای حقیقی (فرزند حقیقی و واقعی برای خدا) را بفهمند و اراده نمایند و به شقاوت  و بدبختی دائمى و هلاکت جاودانه گرفتار گردند. 

پس در باره «اِبنُ الله» سه معنا و سه اطلاق وجود دارد که از نظر شرعی و دینی همه آن ها ممنوع است : 1-  اطلاقِ «اِبنُ الله» به عنوانِ «حَقیقَةُ التَّولید» و  به عنوان فرزند حقیقی و واقعی برای خدا در نظر گرفتن. 2- اطلاق «اِبنُ الله» بر بعضی از مخلوقات از باب تشریف و تکریم و احترام و تعظیم . شبیه آن چیزی که به عنوان « ناقةُ الله» در قرآن آمده است(فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْیاها سوره شمس آیه 13) که اضافه شدن و انتساب «ناقه» به «الله» از باب اضافه تشریفی است که شرافت و عظمت ناقه حضرت صالح را می رساند . 3- و نیز اطلاق «اِبنُ الله» بر برخی از مخلوقات اولیّه به عنوان اینکه اولین مخلوقاتی هستند که از خدا صادر  شده اند و بوجود آمده اند . تَعالی‏ عَن ذالِکَ عُلُوًّا کَبیراً. مقام و منزلتِ خداوند بسی بالاتر است از آنچه که به او نسبت می دهند .

* قَولُهُ تَعالى: ("فَلَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ عَلی‏ آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدیثِ أَسَفاً".سوره کهف آیه 6) «اَلبُخُوعُ» وَ «البَخعُ» : اَلقَتلُ وَ الإِهلاکُ وَ «الآثارُ » : عَلائِمُ أَقدامِ المارَّةِ عَلَى الأَرضِ ، وَ «الأَسَفُ» : شِدَّةُ الحُزنِ . وَ المُرادُ «بِهذَا الحَدیثِ» اَلقُرآنُ . وَ الآیَةُ وَ اللَّتانِ بَعدَها فِی مَقامِ تَعزِیَةِ النَّبِیِّ (ص) وَ تَسلِیَتِهِ وَ تَطییبِ نَفسِهِ وَ الفاءُ لِتَفرِیعِ الکَلامِ عَلى کُفرِهِم وَ جَحدِهِم بِآیاتِ اللهِ ،  اَلمَفهُومِ مِنَ الآیاتِ السّابِقَةِ وَ المَعنى : یُرجَى مِنکَ أَن تُهلِکَ نَفسَکَ بَعدَ إِعراضِهِم عَنِ القُرآنِ وَ انصِرافِهِم عَنکَ مِن شِدَّةِ الحُزنِ، وَ قَد دَلَّ عَلى إِعراضِهِم وَ تَوَلِّیهِم بِقَولِهِ: «عَلی‏ آثارِهِمْ» وَ هُوَ مِنَ الأِستِعارَةِ.

... ....  ادامه دارد ........

*تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.علامه طباطبایی+با ترجمه و توضیح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی+قسمت اول +کلیک کنید

** تفسیر سوره کهف بر اساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد 13.علامه طباطبایی+استاد سعادت میرقدیم لاهیجی+پایگاه اندیشوران حوزه (http://saadat.andishvaran.ir/fa/ShowNote.html?ItemId=15095)

 
*تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.علامه طباطبایی+با ترجمه و توضیح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+نسیم معرفت+قسمت اول

  
*تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.+باترجمه و توضیح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+نسیم معرفت+قسمت دوم


*تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان»+قسمت سوم+نسیم معرفت+با ترجمه و شرح مختصر آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

*تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان»+قسمت چهارم+نسیم معرفت+با ترجمه و توضیح استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


* تفسیر سوره کهف بر اساسِ«اَلمیزان»+قسمت پنجم+آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی+نسیم معرفت






برچسب ها : آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی  , تفسیرسوره کهف براساسِ«اَلمیزان»  , قسمت ششم  ,

      

Image result for ?دنیا جای عبور است نه جای ماندن?‎

***نسیم معرفت***



* ناپایداری دنیا و پایداری آخرت+سوره یونس آیات 24 و 25.


آنچه نپاید دلبستگی را نشاید


إِنَّما مَثَلُ الْحَیاةِ الدُّنْیا کَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ مِمَّا یَأْکُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعامُ حَتَّی إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّیَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَیْها أَتاها أَمْرُنا لَیْلاً أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصیداً کَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (سوره یونس آیه 24)


مثل زندگی دنیا ، همانند آبی است که از آسمان نازل کرده ایم که در پی آن ، گیاهان ( گوناگون ) زمین- که مردم و چهارپایان از آن می خورند- می روید تا زمانی که زمین ، زیبایی خود را یافته و آراسته می گردد ، و اهل آن مطمئن می شوند که می توانند از آن بهره مند گردند ، ( ناگهان ) فرمان ما ، شب هنگام یا در روز ، ( برای نابودی آن ) فرامی رسد ( سرما یا صاعقه ای را بر آن مسلّط می سازیم ) و آن چنان آن را درو می کنیم که گویی دیروز هرگز ( چنین کشتزاری ) نبوده است! این گونه ، آیات خود را برای گروهی که می اندیشند ، شرح می دهیم!


وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلی‏ دارِ السَّلامِ وَ یَهْدی مَنْ یَشاءُ إِلی‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ(سوره یونس آیه 25)


و خداوند به سرای صلح و سلامت (یعنی بهشت موعود) دعوت می کند و هر کس را بخواهد ( و شایسته و لایق ببیند ) ، به راه راست هدایت می نماید.

 

توضیح کوتاه :

در این دو آیه شریفه ناپایداری دنیا و پایداری آخرت و وعده به سرای سلامت و دارالسلام یعنی بهشت موعود  به خوبی ترسیم شده است . دنیا همانند باغی سرسبز تشبیه شده که بر اثر آب بارانِ نافع و سودمند ، گیاهان و گلها و درختانِ گوناگونی در آن می روید تا مورد استفاده مردم و چهارپایان قرار گیرد و سرسبزی و زیبایی و تنوعِ گیاهان و درختان سرسبز و دل انگیزش به گونه ای است که همه اطمینان پیدا می کنند که می توانند از آن بهره مند شوند ولی ناگاه می بینند  که این باغ دلرُبا و زیبا در یک شب تاریک یا در یک روز روشن به سبب طوفان سهمگین و رگبارها و باران های شدید و سیل آسا و ویرانگر که همراه با رعد و برق ها و صاعقه های وحشتناک و دلهره آور است نابود می گردد آنچنان که وقتی فردایش به دیدن آن باغ می روند چیزی جز درهم کوبیدگی و شکستگی و پژمردگی و از هم پاشیدگی و ویرانی نمی بینند به گونه ای که باورشان نمی شود که این باغِ  همان باغِ سبز و خرّم و زیبا بوده است . خداوند متعال در آیه 24 سوره یونس به همه مردم گوشزد می فرماید که دلبسته به دار فانی و ناپایدار نباشید . تلاش و کار در دنیا لازم است اما دلدادگی و اعتماد به آن عاقلانه و خردمندانه نیست .

مولا علی (عَلَیهِِ السَّلامُ) در نهج البلاغه در باره دنیا چنین می فرماید : اَلدُّنْیَا دَارُ مَمَرٍّ لَا دَارُ مَقَرٍّ وَ النَّاسُ فِیهَا رَجُلَانِ رَجُلٌ بَاعَ نَفْسَهُ فَأَوْبَقَهَا وَ رَجُلٌ ابْتَاعَ نَفْسَهُ فَأَعْتَقَهَا . یعنی دنیا سراى گذشتن است نه سراى ماندن، و مردم در آن دو دسته اند:  1- دسته اى خود را در آن (به خواهشهاى نفسانی) بفروشد پس خویش را  هلاک و تباه گرداند، 2 و دسته اى خود را (بطاعت و بندگى) بخرد پس خود را (از عذاب رستاخیز) برهاند. (نهج البلاغه فیض الاسلام حکمت 128)

شیخ اَجَلّ سعدی شیرازی در دیباچه کتاب گلستانش آورده است که حکماء گفته اند : آنچه نپاید دلبستگی را نشاید . و در باب اول از گلستانش چنین گفته است :

 

جهان ای برادر نماند به کس

دل اندر جهان آفرین بند و بس

مکن تکیه بر ملک دنیا و پشت

که بسیار کس چون تو پرورد و کشت

چو آهنگ رفتن کند جان پاک

چه بر تخت مردن چه بر روی خاک

 

و حافظ شیرازی نیز در دیوان سراسر عرفانش چنین گوید :

 

بیا که قَصر اَمَل سخت سست بنیادست

بیار باده که بنیاد عمر بر بادست

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود

ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست

چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب

سروش عالم غیبم چه مژده‌ها دادست

که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین

نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست

تو را ز کنگره عرش می‌زنند صفیر

ندانمت که در این دامگه چه افتادست

نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر

که این حدیث ز پیر طریقتم یادست

غم جهان مخور و پند من مَبَر از یاد

که این لطیفه عشقم ز رهروی یادست

رضا به داده بده و ز جبین گره بگشای

که بر من و تو در اختیار نگشادست

مجو درستی عهد از جهان سست نهاد

که این عجوزه عروس هزار دامادست

نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل

بنال بلبل بی دل که جای فریادست

حسد چه می‌بری ای سست نظم بر حافظ

قبول خاطر و لطف سخن خدادادست

 

دیوان حافظ نسخه مرحوم عبدالرحیم خلخالی غزل 94 .

 

 

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 






برچسب ها : آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی  , ناپایداری دنیا و پایداری آخرت  , سوره یونس آیات 24 و 25  ,

      

Related image

***نسیم معرفت***

تفسیر سوره کهف بر اساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان  جلد 13.علامه طباطبایی»+قسمت سوم

با ترجمه و توضیح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی                          

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا (1) قَیِّمًا لِیُنْذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِنْ لَدُنْهُ وَیُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا (2) مَاکِثِینَ فِیهِ أَبَدًا (3) وَیُنْذِرَ الَّذِینَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا (4) مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلا لآبَائِهِمْ کَبُرَتْ کَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِنْ یَقُولُونَ إِلا کَذِبًا(5) فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ عَلَى آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفًا (6) إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الأرْضِ زِینَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلا (7) وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَیْهَا صَعِیدًا جُرُزًا (8)

....   .....    ......

* وَ وُقُوعُ «عِوَجََا» وَ هُوَ نَکِرَةُُ فِی سِیاقِ النَّفیِ یُفیدُ العُمُومَ فَالقُرآنُ مُستَقیمُُ فِی جَمیعِ جِهاتِهِ فَصیحُُ فِی لَفظِهِ، بَلیغُُ فِی مَعناهُ، مُصیبُُ فِی هِدایَتِهِ، حَیُُّ فِی حُجَجِهِ وَ بَراهینِهِ، ناصِحُُ فِی أَمرِهِ وَ نَهیِهِ، صادِقُُ فِیما یَقُصُّهُ مِن قِصَصِهِ وَ أَخبارِهِ، فاصِلُُ فِیما یَقضِی بِهِ مَحفُوظُُ مِن مُخالَطَةِ الشَّیاطینِ، لا اِختِلافَ فِیهِ، وَ لا یَأتیهِ الباطِلُ مِن بَینِ یَدَیهِ وَ لا مِن خَلفِهِ.

کلمه «عِوَجََا» در آیه شریفه (وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا) که به صورت «نکره در سیاقِ نفی» آمده است افاده معنای عموم می کند و بیانگر آن است که قرآن کریم از همه جهات  مستقیم و استوار است و از هر  اعوجاج و انحرافی به دور است بدین گونه که : 1- فَصیحُُ فِی لَفظِهِ . لفظ و الفاظ قرآن ، فصیح است . 2- بَلیغُُ فِی مَعناهُ . معنایش بلیغ و رسا و گویا است . 3- مُصیبُُ فِی هِدایَتِهِ . در هدایت کردنش نسبت به جامعه و مردم ، مُصیب و رساننده به راه حق و حقیقت است 4-حَیُُّ فِی حُجَجِهِ وَ بَراهینِهِ . در حجت ها و براهینی که اقامه می کند ، زنده است و حیات و زندگی می بخشد . 5-ناصِحُُ فِی أَمرِهِ وَ نَهیِهِ . در امر و نهیش  ناصح و خیرخواه است 6-صادِقُُ فِیما یَقُصُّهُ مِن قِصَصِهِ وَ أَخبارِهِ . در نقلِ قِصَص و اَخبارش ، راست و صادق است  و  صادقانه و بدون اغراق و انحراف نقل می کند . 6- فاصِلُُ فِیما یَقضِی بِهِ . در حکم و قضاوتی که می کند ، فاصِل و جدا کننده میان حق و باطل است . 7- مَحفُوظُُ مِن مُخالَطَةِ الشَّیاطینِ . از  مُخالَطت و آمیختگی و  دستبرد شیطانها  مَصون و محفوظ است . 8- لا اِختِلافَ فِیهِ . از ناهمگونی و اختلاف و اختلال در مضامین و  معنی و محتوا مُبرّی است . 9- وَ لا یَأتیهِ الباطِلُ مِن بَینِ یَدَیهِ وَ لا مِن خَلفِهِ.  هیچگاه ، نه در عصر نزولش و نه در اَعصار بعد ، باطل در آن رخنه و راه پیدا نکرده و نمی کند . (لا یَأْتیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزیلٌ مِنْ حَکیمٍ حَمیدٍ : هیچ گونه باطلی ، نه از پیش رو و نه از پشت سر ، به سراغ آن نمی آید چرا که از سوی خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است .سوره فُصِّلت آیه 42 )


* وَ القَیِّمُ هُوَ الَّذِی یَقُومُ بِمَصلَحَةِ الشَّیءِ وَ تَدبیرِ أَمرِهِ کَقَیِّمِ الدّارِ وَ هُوَ القائِم ُ بِمَصالِحِها وَ یُرجَعُ إِلَیهِ فِی أُمُورِها، وَ الکِتابُ إِنَّما یَکُونُ قَیِّماََ بِما یَشتَمِلُ عَلَیهِ  مِنَ المَعانِی، وَ الَّذِی یَتَضَمَّنُهُ القُرآنُ هُوَ الأِعتِقادُ الحَقِّ وَ العَمَلُ الصّالِحُ کَما قالَ تَعالى: "یَهْدی إِلَی الْحَقِّ وَ إِلی‏ طَریقٍ مُسْتَقیمٍ": اَلأَحقاف: 30، وَ هذا هُوَ الدّینُ وَ قَد وَصَفَ تَعالى دِینَهُ فِی مَواضِعَ مِن کِتابِهِ بِأَنَّهُ قَیِّمُُ قالَ: "فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ الْقَیِّمِ": اَلرُّوم: 43 وَ عَلى هذا فَتَوصیفُ الکِتابِ بِالقَیِّمِ لِما یَتَضَمَّنُهُ مِنَ الدِّینِ القَیِّمِ عَلى مَصالِحِ العالَمِ الإِنسانِی فِی دُنیاهُم وش أُخراهُم.                    

کلمه (قَیِّم) در آیه شریفه ( قَیِّمًا لِیُنْذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِنْ لَدُنْهُ... ) به معناى کسى است که قیام می کند و عهده دار می شود برای تأمین مصلحت چیزى  و به تدبیر اُمور آن می پردازد .(مَصلَحت در لغت به معانی مختلفی آمده است: مَصلحت یعنی : صلاح .فائده .سود. بهره . منفعت) مانند  کسی که قَیِّم و عهده دارخانه و منزل است که قائم به مصالح خانه است و اهل خانه  در امور خانه به او مراجعه مى کنند. و قَیِّم بودن کتابِ قرآن بواسطه آن است که مشتمل و دربردارنده  مضامین و معانی است که درهدایت و سعادت دُنیوی و اُخروی انسان و جامعه بشری مؤثِّر می باشند . و آن چیزی که قرآن کریم جهت هدایت و سعادت بشریت مُتضمّن آن است عبارت است از : 1- اعتقادِ حق و راستین  2-  عمل صالح و نیکو .

ادامه دارد ........

تفسیر سوره کهف بر اساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان  جلد 13.علامه طباطبایی»

با ترجمه و توضیح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

*************************************************************
*تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.علامه طباطبایی+با ترجمه و توضیح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+نسیم معرفت+قسمت اول


*تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.+باترجمه و توضیح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+نسیم معرفت+قسمت دوم

*تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.علامه طباطبایی+با ترجمه و توضیح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی+کلیک کنید


** تفسیر سوره کهف بر اساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد 13.علامه طباطبایی+استاد سعادت میرقدیم لاهیجی+پایگاه اندیشوران حوزه (http://saadat.andishvaran.ir/fa/ShowNote.html?ItemId=15095)






برچسب ها : آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی  , تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان»  , قسمت سوم  ,

      
   1   2   3   4      >




+ سلام علیکم مختصری از زندگی نامه حضرت آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم دراول اردیبهشت سال 1345 در روستای سادات محله یکی از توابع شهرستان لاهیجان در یک خانواده متدین و مذهبی پا به عرصه گیتی نهاد . در سال 1362 جهت تحصیلات علوم دینی وارد مدرسه علمیه لاهیجان شد و علوم مقدماتی و ادامه در وبلاگ...



+ گل های زیبا



+ سلام علیکم جمیعا







[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]