سفارش تبلیغ
صبا
منوی اصلی
تدبیر در قرآن
آیه قرآن
آمار و اطلاعات

بازدید امروز :22
بازدید دیروز :16
کل بازدید :14795
تعداد کل یاد داشت ها : 98
آخرین بازدید : 97/2/5    ساعت : 10:44 ع
درباره
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
امکانات دیگر
ابر برچسب ها
آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی ، آیت الله سعادت میرقدیم ، آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ، ... ، .... ، پنج اصل مهم درباره دعا ، پیام آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی ، پیام تسلیت آیت الله سعادت میرقدیم ، پیام تسلیت جهت رحلت مجاهد نستوه شجونی ، پیروز واقعی ملت شریف ، پیروزی جبهه مقاومت و شکست داعش ، تاتوانی درس بخوان ای طلبه ، تخریب این استاد گرانمایه جایز نیست ، تذکربرای متکبران و مغرورین ، تَذکِرَةُُ لِلمُتَکبِّرین وَالمَغرُورِین ، تفسیرآیه 56ازسوره ذاریات ، تفکر صحیح و موانع آن ، توضیح حدیث امام جواد ع ، توضیح حدیث امام هادی ع ، چرا باید معصومین (علیهم السلام) معصوم باشند؟ ، حجاب و عفاف و راهکارهایی در جهت اجرایی کردن آن- ، حسین (علیه السلام) یعنی همه فضیلت هاو خوبی ها ، حضرت آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی ، حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ، حضوردرشبکه های اجتماعی بابرنامه وهدف درست ، حق چیست؟ ، حیات طیّبه چیست؟(حضرت آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی) ، خدا دور نیست همین نزدیکی است ، دربحث های سیاسی و غیر سیاسی توهین ممنوع ، درس اصول ، درس هایی از کربلا وقیام امام حسین علیه السلام ، درس کتاب کفایة الأصول(جلداول ازابتدا) ، درمکتب شیطان جزدرس گمراهی و بدبختی نیست ، دعایکی ازنیازهای واقعی وفطری بشراست(آیت الله سعادت میرقدیم لاهیج ، رابطه استاد و شاگردی ، رحلت آیت الله هاشمی ، رهایی از تفکرِ نادرست ، روزقدس روز خشم وفریاد... ، زود های ناپسند و مَذموم و ممنوع ، زود های ناپسند و مَذموم و ممنوع .... ، سخنانی کوتاه ازآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ، سخنانی کوتاه وپُرمحتوی ازآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم-46- جنس آ ، سلام بر حسین بن علی (عَلَیهِما السَّلامُ ) ، سیاسیون و انقلابیون و مذهبیون باید صبر و متانت داشته باشند ، شاگردان سطح عالی کلاس حضرت آیت الله سعادت میرقدیم ، شماره 1 ، شناخت حق یک نعمت الهی است ، صفا بخش دل و جان است قرآن ، غدیر روز تجلی امامت و ولایت-امامت همانند قلب که مرکز بدن است ، م ، فائده های سیر وسفر ، فروغ وجدان- وجدان چیست؟ تعریف وجدان- اقسام وجدان ، قاعده مُعطِی الشَّیء لا یَکُونُ فاقِداََ لَهُ ، قبل ازمحکم کاری درکاری آن رافاش مکن ، قدرداشته هایمان را بدانیم و حسرت ناداشته هارانخوریم ، قرآن مایه حیات است- قرآن وعترت همیشه باهمند ، محمد(ص)پیامبررحمت ویاورستمدیدگان ، محکومیتِ اقدام برخی از مسؤلان جهاد دانشگاهی گیلان ، مسؤلیت بزرگ حوزه های علمیه وعلماء ، معرفة النفس ( خود شناسی) - انسان یکی از پیچیده ترین موجودات عالَ ، من کیستم وحقیقت و واقعیتِ من چگونه است؟!! ، منظوراز(وَالْقَواعِدُمِنَ النِّساءِ اللاّتی لا یَرْجُونَ نِکاحًا ، منظورازکلمه خیر در دعای نماز میت چیست؟! ، مهریه باید مالیت داشته باشد (سؤال و جواب) ، نصیحتِ حافظ (ای بیخبر بکوش که صاحب خبر شوی) ، نقد وبررسی یک درسنامه(آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی) ، نیایشنامه سعادت(حضرت آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی) ، نکات سیزدهگانه ، نکاتی درباره برخورد با مواد مخدر و معتادین ,... ، هُشدارواخطاردرباره سقوط ازمقام انسانیت ، هیچ می دانیدکه(مَثَلُ الْأَعْلی‏ )برای خداوندچیست ؟ ، یَومُ اللهِ 13 آبان (روز ملی مبارزه با استکبار جهانی) ، 13آبان روزاظهار خشم و انزجار دربرابر استکبارجهانی ، 3کتاب مقدس بی پایان( اَلنَّهجُ وَالقُرآنُ وَالصَّحیفَةُ) ، 96 ، آدمی تا به خدا نرسد موجودی ناآرام است ، آیا ایمه (علیهم السلام) علم غیب به همه چیز دارند یا نه؟ ، آیا با دشمنان اسلام و دین می توان مذاکره نمود؟-ماجرای حضرت موسی ، آیا برخی اذکار و ذکرها سنگین و خطرساز هستند؟!!! ، آیا زن ها شرّ هستند ؟! الْمَرْأَةُ شَرٌّ کُلُّهَا وَ شَرُّ مَا ف ، آیا شانس واقعیت دارد؟!! بَخت و اِقبال و صُدفه و اتفاق ، آیااینترنت وفضای مجازی ازابزارهای شیطانی است یانه؟!... ، آیادروغ گفتن شوهر به خانم و همسرش جایزاست؟ ، آیانخستین ماه سال ،مُحَرّم است یا ماه رمضان؟ ، آیاولی فقیه بایدمعصوم باشد؟ ، (اقسام تقابل ، آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی... ، آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی ، آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی... ، ارزش و اهمیت نوروز در اسلام ، ارواح (قلوب و دل ها) سه دسته هستند ، استادقرائتی ، اصول پانزده گانه در بحث های سیاسی و ..-آیت الله سید اصغر سعادت ، اعتباروارزش انسان هادرآخرت به اعمال است ، اقسام ادراکات انسان ، امام خمینی باآثارواندیشه های بلندخودهمیشه زنده است ، انتخاب دکتر حسن روحانی مبارک ، اهل سیاست است بایداهل دیانت نیز باشد ، اهمیتِ وحدت اسلامی بین مسلمین ، اهمیتِ وحدت اسلامی بین مسلمین... ، اهمیت کتاب و کتابخوانی(آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی) ، اوضاع سیاسی اجتماعی عصرامام حسن(ع) ، ایران پر از محسن حججی است ، باآیت الله زین العابدین قربانی گیلانی چگونه رفتارکنیم؟ ، باریک بینی های مضروتفرقه افکنانه و وحدت شکن ، بانوی کرامت حضرت معصومه (سَلامُ اللهِ عَلَیها)... ، بدهکاری های دیگران را که توانایی ندارند به عُهده بگیرید ، برخی ازجاهل ها و نادان هاهرگز بیدارنمی شوند ، بررسی اجمالی معانی حق ، بررسی کلمه(جَور)درخطبه 22 نهج البلاغه فیض الاسلام ، بسیجی رنگی جزرنگ الهی ندارد...(هفته بسیج گرامی باد) ، به « آدابُ المُتَعَلِّمین» اهمیت بدهیم ، به چه کسی می توان آیت الله گفت؟ ، به نظرحضرتعالی رسالت اصلی حوزه های علمیه چیست؟ ، پرسش و پاسخ ، پرسش و پاسخ(حضرت آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی) ، پرهیز از تقابل و دشمنی ، پرهیز از خشونت و بد زبانی وبدرفتاری... ،

 

**حضرت آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 

*********************************************

تصویر

** تصویر مربوط به تاریخ 10/  10 /  1396  در مشهد مقدس
*********************************************

 

webnasimemarefat

 

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

Image result for ?سعادت میرقدیم?‎

سلام علیکم

 


 مختصری از زندگی نامه حضرت آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم  دراول اردیبهشت سال 1345 در روستای  سادات محله  یکی از توابع  شهرستان لاهیجان در یک خانواده متدین و مذهبی پا به عرصه گیتی نهاد . در سال 1362  جهت تحصیلات علوم دینی وارد مدرسه علمیه لاهیجان شد و علوم مقدماتی و  بخشی از سطح  یعنی رسائل ومکاسب را در آنجا نزد اساتید آن زمان فراگرفت و درسال 1372 واردحوزه علمیه قم گردید و سال ها در دروس خارج فقه واصول ونیز دروس اسفار وفصوص ابن عربی وشفای بوعلی سینا ومنظومه مرحوم حاجی سبزواری وتفسیر.....ازمحضربزرگان در قم  بهره برد  و ازسال 1364 تاکنون یعنی تا سال  1395 بیش از  26 سال تدریس علوم حوزوی  در زمینه های فقه واصول وکلام وفلسفه و منطق  وتفسیر و ادبیات عرب و ...  داشته و دارد .....    برای دسترسی به شرح حال مفصل  ایشان می توانید به پایگاه  اندیشوران حوزوی (http://saadat.andishvaran.ir/fa/ScholarMainpage.html)  مراجعه نمایید .

 





      

***نسیم معرفت***


بسم الله الرحمن الرحیم


** دعا یکی ازنیازهای واقعی وفطری بشراست

... دعا و راز ونیاز با حضرت پروردگار یکی از نیازهای واقعی و فطری بشر است . همانطوری که انسان جهت حیات و ادامه زندگی خود نیاز به آب و هوا و غذا و ... دارد ، حیات روحی و معنوی انسان نیز بواسطه دعا و نیایش به پیشگاه خداوند متعال تأمین می گردد . دعا در صفای باطن و رُشد و تکامل روحی و اخلاقی و تنویر و نورانیت اَفکار و دل آدمی تأثیر بسزایی دارد....با کمال تأسف باید اظهار داشت که بشر امروز که به زرق و برق و مَظاهر و جلوه های فریبنده دنیا سرگرم و مشغول گشته از حلاوت و شیرینی دعا و راز ونیاز یا محروم است ویا اینکه کمتر به آن می پردازد. تنها راه آرامش و سعادت بشریت بازگشت حقیقی به درگاه الهی و ارتباط دایمی با پروردگار عالم است. ...
دعا در واقع ارتباط و پیوند بین عبد ومعبود و خالق و مخلوق و نیازمند به بی نیاز مطلق است . بشر با همه داشته هایش هیچگاه به مقام بی نیازی نمی رسد و اگر ما به کسی که مال واموال و دارایی زیاد دارد به عنوان غنی وبی نیاز تعبیر می کنیم  به جهت مقایسه با کسانی است که از چنین امکاناتی برخورددار نیستند و گرنه ثروتمندترین آدم ها در دنیا در واقع گداترین آدم ها است زیرا هیچ چیزی از اموال ودارایی ها را که در اختیار دارد از آن او نیست و حتی وجود خود او نیز از آن او نمی باشد  بلکه وجود او و همه آنچه را که در اختیار دارد از آن خدواند است و فقط چند روزی را که خداوند دراین دنیا به وی مهلت داده اجازه داده شده که از مواهب و نعمت های الهی به درستی استفاده نماید و اگر سرپیچی کند دچار عقاب الهی خواهد شد. پس این اصل مسلم را باید بپذیریم که همه ما انسان ها (حتی اگر بی نیازترین افراد به حسب ظاهر باشیم)  نیازمند محض به پروردگار عالم هستیم و لحظه ای وآنی نباید تصور کنیم که نیازی به خداوند نداریم....مخلوق و عبد هیچگاه نباید از خالق  و معبودش جدا شود . این جدایی سبب سقوط وهلاکت بنده خواهد شد . یکی از راه های حفظ این پیوند و اتصال همان دعا کردن به پیشگاه الهی است . هرچه دعا به درگاه الهی بیشتر باشد پیوند بین عبد ومعبود بیشتر خواهد بود. و هر اندازه انسان خود را محتاج تر به پروردگار بداند دعایش بیشتر خواهد بود  و اُنس بیشتری با خداوند  برقرار می کند. دعا و راز و نیاز با خداوند متعال به آدمی قدرت و قُوّت  و نیرو و توان و استقامت  و نشاط  و امید می دهد و  تمام انبیاء اهل دعا بودند ودر روایت آمده است که امام رضا ع فرمود  عَلَیْکُمْ بِسِلَاحِ الْأَنْبِیَاءِ فَقِیلَ وَ مَا سِلَاحُ الْأَنْبِیَاءِ؟ قَالَ: الدُّعَاء» بر شما باد به سلاح انبیاء   عرض شد که سلاح انبیاء چیست ؟ فرمود: سلاح انبیاء دعا است .( کافى/ ج 2 ص 468.)  اگر انبیاء علیهم السلام مداومت بر دعا نداشتند در رسالت خود موفق نمی شدند و عزت و سربلندی و موفقیت انبیاء و اولیاء مرهون دعا می باشد. تمام چهارده معصوم علیهم السلام در بدترین و بهترین  حالات و شرایط(در ضراء و سراء ) اهل دعا بودند و مناجات ها و دعاهای موجود از  معصومین  علیهم السلام بهترین گواه این مطلب است .... ولی باید توجه داشت که همان خدایی که ما را دعوت فرمود که او را بخوانیم تا اجابت کند ما را  ، شرایطی را برای دعا و دعا کننده بیان فرموده است که یکی از شرایط مهم آن این است که دعا و درخواست از عمق وجود و صمیم دل باشد و چیزی را هم که از خداوند می خواهیم امری پسندیده و مطابق با مصلحت فردی و نوعی باشد . هر انداز روح ما  و بینش ما کوچک باشد درخواست ها و دعاهای ما نیز کوچک و پایین خواهد بود  و هر اندازه روح ما بلند و معرفت ما بالا باشد دعاهای ما حساب شده و بلند خواهد بود . ما باید از دعاهای کودکانه پرهیز کنیم. اکثر دعاهای ما انسان ها، دعاهای کودکانه است. به این معنی که تفکر و اندیشه ما در مقام دعا  پایین و نازل است و روی این جهت گاهی اعتراض می کنیم چرا دعای ما مستجاب نمی شود ؟ البته شایسته است که همانند نیت های پاک کودکان دعا کنیم ولی کودکانه دعا نکنیم . اگر در باب دعا کمی با بینش و معرفت گام برداریم متوجه می شویم که اساسا نفس دعا کردن خود یک توفیقی از طرف پرودرگار است و بهترین دعا ها هم  دعاها و ادعیه ماثوره و وارده از معصومین علیهم  السلام است . یکی از چیزهایی که در مقام دعا باید توجه کنیم این است که ما در پیشگاه خداوند حکیم هستیم.   توجه به مساله حکمت الهی بخشی از اشکال ها و شبهه ها را برطرف می سازد .پس دعایی کنیم که با حکمت پروردگار سازگار باشد و اگر دعایی کردیم و اصرار هم نمودیم که به اجابت برسد ولی مستجاب نشد یا با حکمت الهی سازگار نبود ویا اینکه حکمت الهی اقتضاء دارد که اجابت آن دعا به تاخیر افتد(دقت بفرمایید)  اگر  همه شرایط دعا  جمع باشد که در کتب مربوطه ذکر شده قطعا آن دعا مستجاب خواهد شد ( انشاءالله )

 

** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

*******************************************

*** پنج اصل مهم درباره دعا+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+نسیم معرفت+کلیک

 
*** دعا یکی ازنیازهای واقعی وفطری بشراست(آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی)+کلیک

 






برچسب ها : دعایکی ازنیازهای واقعی وفطری بشراست(آیت الله سعادت میرقدیم لاهیج  ,

      

نتیجه تصویری برای تصویر دروغ ممنوع

***نسیم معرفت***

به نام خدا

سوال : با توجه به چند روایتی که وارد شده  مبنی بر اینکه  دروغ گفتن به همسر و خانم از سوی مرد جایز است!! ، آیا  مرد و شوهر می تواند به همسرش دروغ بگوید؟!!!

جواب :  دروغ حرام است مگر اینکه راست گفتن موجب مفسده مُهمّه باشد که گفته اند دروغ مصلحت آمیز به از راست فتنه انگیز. پس هرگاه راست گفتن موجب فساد و فتنه باشد اولویت با توریه است و اگر توریه ممکن نباشد دروغ گفتن جایز است. از جمله موارد جواز دروغ گفتن اصلاح بین مردم با شرایطش می باشد و نیز در جایی که خوف قتل و خطر جانی بر شخصی در بین باشد... و اما روایاتی که در باب دروغ گفتن به همسر وارد شده از نظر سند و دلالت اشکالاتی دارند و مورد قبول نمی باشند و بر فرض قبول باید گفت که منظور این است که در برابر خواسته های همسر و خانم رُک و صریح جواب داده نشود بلکه با زبان ملاطفت و محبت باشد اگرچه ممکن است که خواسته همسر هم برآورده نشود . پس اصل آن است که دروغ گفتن مطلقا حرام است و حتی نسبت به همسر نیز نمی توان دروغ گفت مگر مواردی که ذکر شد که مصلحت دروغ بیشتر از راست گفتن باشد.



سؤال :  اگر دروغ گفتن "مطلقا" حرام است، چگونه تبصره خورده و در مواقعی جایز شمرده شده است؟!!

پاسخ اجمالی  :

مبحث عام و خاص  و مطلق و مقید   یکی از مباحث مهم و مبسوط اصولی و از مسایل عُقَلائیّه و رایج بین عقلاء و عرفِ عقلاء است . ....   موارد زیادی در شرع و در قوانین بشری وجود دارد که  حکمی به صورت عام ذکر می گردد و بعد با مخصصی شمول آن حکمِ عام را از مواردِ استثناء خارج می کنند تا جایی که معروف شده( ما مِن عامِِّ اِلّا وَ قَد خُصَّ) و این تخصیص ها( و تبصره ها)  آسیبی به حکم عام نمی زند و تنافی و تناقضی هم  بین عام قبل از تخصیص و بعد از تخصیص وجود ندارد . بحث های دقیقی در این رابطه وجود دارد که جای پرداختن به آن ها در اینجا وجود ندارد . ....

چند مثال :
 در قرآن کریم خداوند  می فرماید : 
أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ (سوره بقره آیه275)  خداوند بیع و معامله و تجارت و خرید و فروش را حلال فرمود   یعنی همه  معاملات و خرید و فروش ها  مطلقا  حلال است  . این یک حکم عام است  که  همه معاملات  مطلقا  حلال است  و بعد از آن  مواردی از این شمول عام  خارج می کردد .مثل بیع ربوی و مانند آن .

دروغ گفتن مطلقا حرام است  مگر  مواردی که شرعا  و عقلا از این حکم خارج شده باشد.

گوشت مطلقا  حلال است  مگر مواردی که در شرع حرام دانسته شده

اگر به مباحث دقیق عام و خاص و مطلق و مقید  رجوعِ عالمانه شود  در این موارد  تناقضی مشاهده نمی شود.
......

اگر مفسده واقعیه عُقَلائیّه  راست گفتن  (نه مفسده  خیالیه و تصوریه و ذهنیه)  بیشتر از دروغ گفتن باشد انسان (اعم از زن و مرد) می تواند جهت جلوگیری از مفاسد مهم و ضرر ها و زیان ها و خسارت های بزرگ و جبران ناپذیر دروغ بگوید و گاهی در برخی موارد دروغ گفتن واجب می شود  .  از قبیل اینکه حفظ نفس محترمه ای که مورد تهدید است منوط به دروغ گفتن باشد در اینجا  باید دروغ گفت  تا آن فرد کشته نشود نه اینکه  راست بگوییم و او را دچار قتل و سایر مفاسد نماییم  و هکذا سایر موارد .


سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


********************************************


** آیادروغ گفتن شوهر به خانم و همسرش جایزاست؟+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


**آیادروغ گفتن شوهر به خانم و همسرش جایزاست؟+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی

** در چه مواردی دروغ گفتن جایز است ؟ - گنجینه پاسخ‌ها - اسلام کوئیست






برچسب ها : آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی  , آیادروغ گفتن شوهر به خانم و همسرش جایزاست؟  ,

      

نتیجه تصویری برای سردار سلیمانی

نتیجه تصویری برای سردار سلیمانی

نتیجه تصویری برای پیروزی جبهه مقاومت بر داعش در بوکمال

***نسیم معرفت***

** پیام تبریک آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی  به مناسبت پیروزی جبهه مقاومت اسلامی بر حکومت خود خوانده داعش


بسم الله الرحمن الرحیم


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ

سوره محمد ص آیه 7 .

سلام خدا بر مدافعان حرم آل الله و  حضرت زینب سلام الله علیها


سلام خدا بر پاسداران و مجاهدان و مبارزان  و رزمندگان راه حق و حقیقت

سلام خدا بر دلاورمردان و جانبازان و جان برکفان عرصه های جهاد و مقاومت اسلامی

سلام خدا بر سرداران  رشید اسلام  که با رشادت های خود در میدان های نبرد با تبهکاران و جنایتکاران و ستمگران موجب سرافرازی و عزت و افتخار  برای اسلام و مسلمین شدند

سلام خدا بر شهیدانی که با همه وجود  مخلصانه در راه اعتلاء اسلام و قرآن و اهل بیت علیهم السلام  مجاهدت نمودند و شربت شهادت نوشیدند .

سلام خدا بر شهداء جنگ تحمیلی و شهداء مدافعان حریم حرم اهل بیت
(علیهم السلام)  مخصوصا حرم عقیله بنی هاشم حضرت زینب سلام الله علیها

سلام بر شرف

  سلام بر عزت 

 سلام بر غیرت

سلام بر حرّیت و آزادی


پیروزی و غلبه عزتمندانه جبهه  مقاومت اسلامی در قالب های سپاه قدس و حَشدالشعبی و حزب الله لبنان و ارتش سوریه و عصائب و کتائب و فاطمیون و زینبیون و حیدریون ...   با محوریت  ایران و روسیه و عراق و سوریه و حزب الله لبنان با هدایت ها و رهبری های حکیمانه و هوشمندانه مقام معظم رهبری حضرت آیت الله امام سید علی خامنه ای  در نبرد با جبهه استکباری و صهیونیسم جهانی در قالب جنگ نیابتی توسط شجره خبیثه وهّابیت  و دواعش و تکفیری های خون آشام و گمراه  را به حضرت ولیُّ الله الأعظم امام زمان
(عج) و نایب بر حقش حضرت آیت الله العظمی  امام خامنه ای و علماء و مراجع عظام و حوزه های علمیه و خانواده های شهداء مدافعِ حرم و مرجع عالیقدر حضرت آیت الله سید علی سیستانی و  همه مسلمانان جهان و  به ملت های مسلمان و شریف ایران و عراق و سوریه و لبنان و ملت ها و آزادیخواهان جهان  و نیز به رهبرحزب الله لبنان سیدحسن نصرالله و سپاه پاسداران و ارتش جمهورشی اسلامی ایران و بسیج مستضعفین و فرمانده سپاه سردار محمد علی جعفری و نیروهای سپاه قدس  بویژه  بر مبارز و مجاهد نَستوه و فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سردار سرلشکرحاج قاسم سلیمانی و نیز به رییس جمهور کشور ما و سایر قوا و رییس جمهور روسیه آقای ولادیمیر پوتین قهرمان و بشاراسد سرافراز تبریک و تهنیت می گویم

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 






برچسب ها : پیام آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی  , پیروزی جبهه مقاومت و شکست داعش  ,

      

امام حسن

***نسیم معرفت***

تاریخ مخابره :1394/9/19

در گفتگو با استاد حوزه بررسی شد؛

** اوضاع سیاسی اجتماعی عصر امام حسن مجتبی(ع)+حوزه نیوز

حوزه/ صلح با سازش تفاوت دارد؛ سازش غیرشرعی، غیراخلاقی، حتی غیرسیاسی و بر خلاف عقل و درایت است اما صلح با چهارچوبی که دارد، عقلانی و شرعی است... 

سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه»، در گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین سید اصغر سعادت میر قدیم لاهیجی از مدرسین سطوح عالی قم و عضو مجمع عالی تفسیر، اوضاع سیاسی اجتماعی عصر امام حسن مجتبی(ع) را مورد بررسی قرار داده است.

............               ................               ..............

* دورنمایی از مشکلات امام حسن (ع) در دوران حکومتشان

عوامل جنگ صفین، جنگ نهروان و جنگ جمل، در زمان امام حسن (ع) حضور داشتند و برای شناسایی عصر آن حضرت (ع)  ، شناسایی اوضاع عراق و روحیه مردم عراق لازم است.

الف- معاویه و داعیه خلافت مسلمین: یکی از مشکلاتی که سر راه امام حسن مجتبی(ع) قرار می‌ گیرد معاویه است. معاویه ای که ادعای خلافت مسلمین و امیرالمؤمنین بودن را دارد و علاوه بر آن به دنبال سلطنت و پادشاهی بود، به سادگی زیر بار خلافت امام حسن مجتبی(ع) نخواهد رفت. همان عناصری که امیرالمؤمنین(ع) را خانه نشین کردند، مشکلاتی را برای امام حسن مجتبی(ع) ایجاد کردند که یکی از آن ها معاویه است؛ وقتی خبر به معاویه رسید که امام حسن مجتبی(ع) بر مسند خلافت قرار گرفته، عوامل خود را مهیا می‌ کند تا با امام (ع) مقابله کند.

در تاریخ نقل شده که 150 هزار نفر از شام حرکت کردند؛ فاصله قرارگرفتن امام حسن مجتبی(ع) بر مسند خلافت و تشکیل قشون معاویه،  فاصله بسیار کوتاهی است؛ استاد مطهری در این باره می گوید:

«امام حسن (ع) در مسند خلافت بود و معاویه هم به عنوان یک حاکم (گو اینکه تا آن وقت خودش را به عنوان خلیفه و امیرالمؤمنین نمى ‏خواند) و به عنوان یک نفر طاغى و معترض در زمان امیرالمؤمنین (ع) قیام کرد، به عنوان این که من خلافت على (ع) را قبول ندارم به این دلیل که على کشندگان (ع) عثمان را که خلیفه بر حق مسلمین بوده، پناه داده و حتى خودش هم در قتل خلیفه مسلمین شرکت داشته است، پس على خلیفه بر حق مسلمین نیست. معاویه خودش به عنوان یک نفر معترض و به عنوان یک دسته معترض تحت عنوان مبارزه با حکومتى که بر حق نیست و دستش به خون حکومت پیشین آغشته است [قیام کرد]. تا آن وقت ادعاى خلافت هم نمى ‏کرد و مردم نیز او را تحت عنوان «امیرالمؤمنین» نمى ‏خواندند؛ همین ‏طور مى‏ گفت که ما یک مردمى هستیم که حاضر نیستیم از آن خلافت(خلافت علی ع) پیروى کنیم. امام حسن (ع) بعد از امیرالمؤمنین (ع) در مسند خلافت قرار مى ‏گیرد. معاویه هم روز به روز نیرومندتر مى ‏شود. به علل خاص تاریخى، وضع حکومت امیرالمؤمنین (ع) در زمان خودش- که امام حسن (ع) هم وارث آن وضع حکومت بود- از نظر داخلى تدریجاً ضعیف ‏تر مى‏ شود به طورى که نوشته ‏اند بعد از شهادت امیرالمؤمنین (ع)، به فاصله هجده روز (که این هجده روز هم عبارت است از مدتى که خبر به سرعت به شام رسیده و بعد معاویه بسیج عمومى و اعلام آمادگى کرده است) معاویه حرکت مى‏ کند براى فتح عراق. (2)                         

لذا ظرف هجده روز خبر به معاویه رسید و معاویه پیشاپیش منتظر قضایا بود و یکصد و پنجاه هزار نفر را برای سرکوب مردم عراق روانه کرد که چرا با امام حسن مجتبی(ع) بیعت کرده اید.

بعد از شهادت امیرالمؤمنین (ع)، امام حسن مجتبی(ع) بر فراز منبر سخنرانی می ‌کنند و از فضایل پدرشان و از اوضاع منطقه صحبت می‌ کنند و درخواست بیعت از مردم می ‌کنند و مردم با نیت های مختلف با ایشان بیعت می ‌کنند؛ در چنین شرایطی معاویه برای سرکوب مردم عراق حرکت می‌کند؛ امام حسن مجتبی(ع) نیز وارد صحنه می ‌شوند و در مسجد کوفه یکی از مهیج ترین سخنرانی ‌ها را ایراد کرده و از مردم درخواست کمک می ‌کنند، ولی همه ساکت هستند. تاریخ به وضوح نقل می ‌کند؛ بعد از سخنرانی حضرت هیچ کدام پاسخ ندادند و همه ساکت ایستادند؛ فقط عده ای از پیرمردان و باقی ماندگان از دوران سابق برخاستند و صحبت هایی کردند و از باب ناچاری همراه امام (ع) برای مقابله حاضر شدند. در مجموع دوازده هزار نفر حاضر شدند؛ در حالی که طرف مقابل یکصد و پنجاه هزار نفر نیرو دارد. با آن همه سخنرانی های مهیِّج امام (ع) و تحرکات صحابه قدیمی بعد از چند مدت تنها دوازده هزار نفر آماده شدند.

 

ostad

* چرا کوفه ای که یک شهر نظامی بود و به طور طبیعی صدها هزار نفر نیرو در آن حضور دارند تنها دوازده هزار نفر آماده شدند؟.

الف- فقدان روحیه جهادی: یکی از دلایل سکوت مردم عراق این بود که از جنگ خسته شده بودند. جنگ صفین و جنگ جمل، جنگ با ناکثین و مارقین و دیگر جنگ ها آن ها را خسته کرده بود. اما خستگی روحی مردم کوفه، عذر درستی نیست.

 ب – منفعت طلبی: از طرف دیگر مردم کوفه سعی می ‌کردند زیر پرچمی حاضر شوند که فایده ای برای آن ها داشته باشد، اما احساس کردند که حضور در زیر پرچم امام حسن مجتبی(ع) فایده ای برای آنها ندارد. حتی از لحاظ سیاسی هم بررسی کردند. چون علت سکوت عوامل مختلف دارد، خستگی روحی و تحلیل های سیاسی آنها؛ می ‌گفتند الان زمانی نیست که ما بخواهیم با معاویه تقابل کنیم. جالب اینجاست که معاویه با عواملی که داشت در تمام کشورهای اسلامی شایع کرده بود که فرد صالح و پاک و حلیمی است و همه جا این مطلب را پخش کرده بود که من مملکت داری و حکومت داری بلد هستم و مردم باور کرده بودند که معاویه در اداره حکومت، توانمندی و مدیریت خوبی دارد.؟!

 

* چرا مردم عراق در مقابل این همه خطابه های مهیج امام ساکت بودند؟.

یک جواب این است که تحلیل سیاسی مردم عراق این بود که معاویه فرد بدی است اما بسیار حلیم و سیاستمدار است. از سوی دیگر معاویه هم ادعای نماز جماعت و نماز جمعه داشت؛ در پهنای حکومتش خطیب جمعه و جماعت داشت و در عصر فتنه هم برای مردم مشکل است که چطور حق را از باطل تشخیص دهند.

دوران امام حسن (ع) از دشوارترین دوران های ائمه معصومین (ع) بوده است. شرایط سیاسی و اجتماعی که به امام حسن (ع) تحمیل شد به مراتب سخت تر از شرایط امیرالمؤمنین (ع) و حتی امام حسین (ع) بود.

در عرصه کربلا یزید در برابر امام حسین (ع) قرار گرفت ودر زمان امام حسن ع ،معاویه در برابر آن حضرت بود  .مردم در طول دوران خلافت معاویه و صبر و  سکوت  اضطراری امام حسن مجتبی(ع) (در مقطعی از زمان) معاویه را (که با فریب برگرده مردم سوار شده بود) به عنوان یک حاکم اسلامی تشخیص داده بودند وقبول کرده بودند و یزید هم(در زمان امام حسین ع) ماهیتش روشن بود. اما در زمان امام حسن (ع) اوضاع به گونه دیگری بود؛ مردم می ‌دیدند که امام حسن (ع) نماز جمعه برگزار می ‌کند و معاویه هم همینطور هر دو به حج می ‌روند؛ هر چیزی از مظاهر اسلام به چشم مردم می ‌آمد معاویه آن را اجرا می ‌کرد؛ لذا شرایط دوران امام حسن ع با شرایط زمان امام حسین ع فرق می کند وامام حسن ع به ناچار بنابرمصالحی صلح می کند حتی جالب است که کاخ معاویه در شام سبز رنگ بود. تحلیل من این است که درست کردن کاخ سبز بر چه ملاکی است؟؛ الان گنبد پیغمبر اکرم (ص) سبز است، می خواهم این را عرض کنم که حتی در ظاهر ،کاخ خودش هم اینطور تبلیغ می‌ کرد که من دنباله رو پیغمبر اکرم (ص) هستم. امام حسن (ص) در چنین صحنه ای قرار گرفته بود.

* چرا امام حسن مجتبی علیه السلام سکوت در مقابل معاویه را جایز نداستند با توجه به اینکه معاویه در حفظ ظاهر اسلامی حکومت خود سعی وافری داشت؟.

معاویه اهل بدعت بود و از باب نمونه بنده چند مورد از بدعت های معاویه را عرض می‌کنم.

اول: تجویز معاملات ربوی

وقتی معاویه به عنوان خلیفه مسلمین قرار می‌ گیرد معاملات ربوی را تجویز می ‌کند که حتی ابودرداء که قاضی خود اوست به او اعتراض می ‌کند.

دوم: تعطیلی حدود الهی

مثلاً دزدی را گرفتند که بنا بر اصول شرعی، دزدی او محرز شده بود و معاویه با وساطت اجازه اجرای حد را نداد.

سوم: تغییر برخی از احکام حج

در حج یک سری مسائلی است که حرام است؛ معاویه از باب ریا حج را انجام می ‌داد، در حج به خودش عطر می ‌زد و بوی خوش استفاده می ‌کرد که تغییر احکام حج است.

چهارم: معاویه خطبه های نماز عید فطر را قبل از نماز می‌ خواند که برای بنی امیه این روش استمرار داشت.

پنجم: لباس حریر که بر مردان حرام است را بر تن می کرد.

ششم: آب را در ظرف طلا و نقره می ‌نوشید یا در آنها غذا می ‌خورد با اینکه حرام است.

هفتم: لعن امیرالمومنین علیه السلام را رواج داد.

آشکارا لعن به امیرالمؤمنین (ع) را تجویز می ‌کند و به همه خطبا دستور داد موقع خطبه خوانی امیرالمؤمنین (ع) را لعن کنند؛ اگر این مطلب در نماز جمعه سرایت پیدا کند و سال ها ادامه پیدا کند چه تأثیری بر مردم دارد یا برای بچه هایی که با این مطالب بزرگ می ‌شوند مثل عناصر داعش که تلاش می ‌کنند برنامه هایشان را به کودکان آموزش ‌دهند.

هشتم: کارخانه جعل حدیث.

معاویه ارقام بسیار بالایی از اموال و دارایی  به افرادی  می ‌دهد که جعل حدیث کنند؛ مثلاً جعل حدیث کنند که چطور عثمان کشته شد با اینکه افرادی که باعث کشته شدن عثمان شدند بعداً به خونخواهی او بر ضد امیرالمؤمنین (ع) قیام کردند؛ معاویه هم همین کار را انجام داد. یک وقت بخشنامه کرد که دیگر جعل حدیث برای عثمان و فضایل او کافی است حالا برای خلفای اول و دوم فضیلت جعلی درست کنید و هر فضیلتی امیرالمؤمنین (ع) دارد را به خلیفه دوم نسبت دهید. انجام این کار و کارهای دیگر از سوی یک حاکم اسلامی فاجعه است.

متأسفانه مردم هم این را می ‌پذیرند؛ در حالی که معاویه وسط هفته، نماز جمعه می ‌خواند مردم به او اعتراض نمی کنند و این عدم اعتراض مردم نشان می ‌دهد که به تدریج سیطره حکومتی و تبلیغات گسترده معاویه ذهن مردم را تغییر داده بود و مردم قدرت تحلیل را از دست داده بودند؛ با این خصوصیات وحیله گری های معاویه، امام (ع) سکوت در برابر او را جایز ندانستند.

* برخورد امام (ع) در مقابل جریان سازی و لشکرکشی معاویه چگونه بود؟.

وظیفه اصلی و اولیه امام حسن مجتبی(ع) برخورد و قیام در برابر معاویه و لشگرکشی اوست و این کار را با تحمل رنج بسیار انجام دادند. حضرت مجتبی علیه السلام خطِّ سیر پیشروی سپاه را تعیین فرمود و دستور دادند هرکجا که به سپاه معاویه رسیدند، جلوی پیشروی آن ها را بگیرند و جریان را به امام علیه السلام گزارش دهند تا بی درنگ با سپاه اصلی به آنها ملحق شود.

«عبیدالله بن عباس» لشکر تحت فرماندهی خود را حرکت داد و در محلی بنام «مسکن» با سپاه معاویه روبرو شد و در آنجا اردو زد.

طولی نکشید به امام علیه السلام گزارش رسید که عبیدالله با دریافت یک میلیون درهم از معاویه، شبانه همراه هشت هزار نفر به وی پیوسته است.

پیدا است خیانت این فرمانده، در آن شرائط بحرانی، در تضعیف روحیه سپاه و تزلزل موقعیت نظامی امام علیه السلام تا چه حد مؤثر بود؛ ولی هرچه بود «قیس بن سعد» که مردی شجاع و با ایمان و نسبت به خاندان امیرمؤمنان (ع) بسیار با وفا بود، طبق دستور امام حسن علیه السلام فرماندهی سپاه را به عهده گرفت و طی سخنان مُهیِّجی کوشید روحیه سربازان را تقویت کند. معاویه خواست او را نیز با پول بفریبد، ولی قیس فریب او را نخورد و همچنان در مقابل دشمنان اسلام ایستادگی کرد.

معاویه تنها به خریدن «عبیدالله» اکتفا نکرد؛ بلکه به منظور ایجاد شکاف، اختلاف و شایعه سازی در میان ارتش امام مجتبی علیه السلام، به وسیله جاسوسان و مزدوران خود، در میان لشگر امام مجتبی علیه السلام شایع می کرد که قیس بن سعد (فرمانده مقدم سپاه) با معاویه سازش کرده و در میان سپاه قیس نیز شایع می ساخت که حسن بن علی علیه السلام با معاویه صلح کرده است!.

کار به جایی رسید که معاویه چند نفر از افراد خوش ظاهر وظاهرالصلاح  را که مورد اعتماد مردم بودند، به حضور امام علیه السلام فرستاد. این عده در اردوگاه «مدائن» با حضرت مجتبی علیه السلام ملاقات کردند و پس از خروج از چادر امام (ع)، در میان مردم به دروغ فریاد زدند: «خداوند به وسیله فرزند پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فتنه را خواباند و آتش جنگ را خاموش ساخت. حسن بن علی علیه السلام با معاویه صلح کرد، و خون مردم را حفظ نمود»!.

مردم که به سخنان آنها اعتماد داشتند، در صدد تحقیق بر نیامدند و سخنان آنها را باور نموده و بر ضد امام (ع) شورش کردند؛ سپس به خیمه آن حضرت حمله ور شده و آنچه در خیمه بود، به یغما بردند و در صدد قتل امام برآمده و آن گاه از چهار طرف متفرق شدند.

* نرمش قهرمانانه امام(ع) و پذیرفتن صلح تحمیلی

در نهایت امام حسن مجتبی علیه السلام وقتی می ‌بینند لشگر معاویه نزدیک شده و عوامل او کاری کردند که عرصه بر امام بسیار تنگ شد، راهی جز صلح ندید؛ همین مسأله صلح که مطرح می ‌شود بسیاری از افراد و تاریخ نویسان، تحلیل های انحرافی از صلح ارائه می دهند.

تفاوت صلح با سازش: اولاً صلح با سازش تفاوت دارد؛ سازش غیرشرعی، غیراخلاقی، حتی غیرسیاسی و بر خلاف عقل و درایت است اما صلح با چهارچوبی که دارد، عقلانی و شرعی است و لذا اگر افراد آن زمان این مطلب را می ‌فهمیدند به حضرت یا مُذِّلَ المُؤمنین خطاب نمی کردند؛ دسیسه معاویه این گونه است که افراد وجیه و سرشناس که مردم عراق آنها را قبول دارند به خیمه امام حسن مجتبی(ع) می فرستد تا عوام فریبی کند و بگوید ما صلح طلب هستیم؛ این افراد که داخل خیمه حضرت می ‌شوند که با حضرت صلح کنند، عوامل دیگر همه جا شایع می ‌کنند که امام حسن صلح را پذیرفته است؛ یعنی قبل از اینکه امام حسن (ع) صلح را قبول کنند و این مطلب را علنی کنند. افرادی پشت پرده پیشاپیش قضیه صلح را تبلیغ می ‌کنند تا صلح را به امام (ع) تحمیل کنند و معاویه کاغذ سفید امضایی به امام حسن مجتبی (ع) می ‌دهند که تو هر چه بنویسی ما قبول داریم.

این جای سؤال است که معاویه چه اعتمادی داشت که کاغذ سفید امضاء شده را می ‌دهد که بدهید به حسن بن علی و او هرچه بنویسد من قبول دارم!. او اوضاع را به نفع خود می دید وبه اصطلاح براوضاع مسلط شده بود لذا کاغذ سفید امضاء شده را می ‌دهد تا امام حسن ع هرچه می خواهد بنویسد!!

 اولاً جو تبلیغاتی راه می ‌اندازند که ما صلح طلبیم مثل شرایط امروز ما، که استکبار جهانی خود را صلح طلب معرفی می ‌کند؛ در این شرایط امام (ع) را جنگ طلب و معاویه را صلح طلب معرفی می ‌کنند و معاویه هم اوضاع عراق و شرایط جنگی حضرت را دید و فهمید که حضرت هر چه بنویسد، اشکالی ندارد و او قصد نداشت به شرایط صلح عمل کند، لذا قشون معاویه در نُخیله استقرار پیدا می ‌کنند و بین امام حسن (ع) و معاویه صلحی ایجاد می ‌شود.

* مواد قرارداد صلح

1- حکومت به معاویه واگذار می ‌شود به شرط اینکه به کتاب خدا و سنت و سیره پیامبر و سیره خلفا عمل کند. استاد مطهری می‌ گوید: تعبیر حکومت ترجمه فارسی است و گر نه عبارت عربی آن تسلیم حکومت است (3)

2-پس از معاویه حکومت از آن حسن بن علی (ع) است و هر حادثه ای برای او رخ داد متعلق به حسین بن علی (ع) است.

3- معاویه باید لعن نسبت به امیرالمؤمنین (ع) در منابر را ترک کند و از آن حضرت به نیکی یاد کند.

4- بیت المال که موجودی آن پنج میلیون درهم است تسلیم معاویه نخواهد شد.

5- مردم در همه مناطق شام، عراق، حجاز، یمن، ایران و... باید در امنیت باشند.

سؤال این است که امام حسن مجتبی(ع) می‌ دانند که معاویه به این مطالب عمل نمی کند چون ایشان تجربه زیادی در همراهی پدرشان(حضرت علی ع) دارند و بیش از چهل  سال در سیاست حضور داشته اند ومعاویه را خوب می شناسند و می داند که او پابند به این قرار داد نخواهد بود؛  پس چرا قراداد صلح با معاویه را قبول می کنند؟! جوابش این است که با توجه به شرایط وحوادث بوجود آمده  آن حضرت بخوبی می داند  که  حالا نمی شود با معاویه برخورد نظامی کرد؛  لذا براساس اهداف تربیتی برای جامعه و مصالح دیگری که در نظر امام (ع) بود( که به قول استاد مطهری زمینه ساز قیام امام حسین (ع) است) امام علیه السلام قرار داد صلح را می پذیرد.

حضرت به عنوان حجت شرعی و این که این قرارداد در همه جا پخش می‌ شود این قیود و ضوابط را در قرارداد قبول می ‌کنند؛ ایشان با درایت این صلح را پذیرفت همانطور که پیامبر اکرم (ص) در حدیبیه صلح را عقلاً و شرعاً پذیرفتند؛ امام حسن (ع) بعد از قبول صلح، فوراً به سمت مدینه حرکت کردند تا به اهدافی که مورد نظرش بود بپردازند.

* پس از صلح تحمیلی علت حضور امام (ع) در مدینه چه بود؟.

1-تربیت و آموزش نیروهای کارآمد

یک عالم و مبلّغ اگر در مکانی موفق نشد، باید هجرت کند و به مکان دیگری برود. امام ساکت نماندند و در مدینه اقداماتی کردند.

2-نشر فرهنگ اصیل اسلام

چون آن زمان اسلام از جانب معاویه معرفی می ‌شد مثل امروز که هم اسلام آمریکایی داریم و هم اسلام ناب محمدی، هم اسلام وهابیت و حتی شیعه لندنی ایجاد کرده اند؛ شیعه لندن در قم با پول انگلیس کار می‌ کند، شبکه های ماهواره ای دارند.

امام حسن علیه السلام با نشر اسلام اصیل در مقابل نشر اسلامی که معاویه معرفی می‌کند مقابله نمود و این موضوع بعد از صلح نیز ادامه یافت.

3-مباره با بدعت های معاویه

4-رسیدگی به نیازمندان

5-حمایت های سیاسی از موالیان

6-افشاگری علیه اهداف شوم فرهنگ معاویه

امام چنین حرکتی را در مدینه انجام داده و شاگردان خوبی را پرورش می‌ دهند؛ چند نفر از شاگردان ایشان مثل جابربن عبدالله انصاری، حبیب بن مظاهر، اصبغ بن نباته، برخی از شاگردان ایشان دارای وجاهت اجتماعی و با سابقه بودند و برخی نیز جوانانی مثل: حجر بن عدی، رشید هجری، رفاعة بن شداد، زید بن ارقم، سلیمان بن صرد خزاعی، کمیل بن زیاد نخعی، میثم تمار، ابوالاسود دوئلی که از اصحاب امیر المؤمنین (ع) بودند. ابو مخنف که درباره کربلا کتاب دارد، عبدالله بن جعفر طیار، عبدالله بن عباس، عبدالرحمن بن عوف، محمد بن اسحاق، هلال بن نصّاف و شاگردانی از تمامی نقاط حتی ایران را نام می برد که از وجود حضرت  بهره مند بودند.

 

پاورقی:

(1)- کفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: 54.

(2)-مجموعه آثار شهید مطهری؛ صلح امام حسن (ع) (سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم السلام)، ج‏16، ص: 638.

(3)- مجموعه آثار شهید مطهری، صلح امام حسن (ع) (سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم السلام)، ج‏16، ص: 644.

*حوزه نیوز :اوضاع سیاسی اجتماعی عصر امام حسن مجتبی(ع)

 

http://hawzahnews.com/detail/News/363869


** اوضاع سیاسی اجتماعی عصر امام حسن مجتبی(ع)+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی

** اوضاع سیاسی اجتماعی عصر امام حسن مجتبی(ع)+ آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+ پایگاه اندیشوران حوزه

**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 

 






برچسب ها : آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی  , اوضاع سیاسی اجتماعی عصرامام حسن(ع)  ,

      

نتیجه تصویری برای شهادت پیامبر و امام حسن تسلیت

***نسیم معرفت***

به نام خدا

محمد (ص) پیامبر رحمت و یاور ستمدیدگان

ظلم و فساد و طغیان و سرکشی و جنگ و قتال و خونریزی و عداوت و دشمنی و خوف و هراس و ناامنی و ظلمت جهل و جهالت و ... همه جای جزیرة ‌العرب (شبه جزیره عربستان) را فراگرفته بود. مردمانی خشن و بی رحم سوار بر مرکب جهل و غرور و بدور از حدود انسانیت بدور هم در محور حیوانیت زندگی می کردند. عده ای در این میان پامال سرکشان و فریادشان در نهایت مظلومیت به آسمان بلند که آخر تا کی باید این درندگان آدم نما بدرند و حقوق بندگان ضعیف زیر پا بنهند و اموالشان را به زور و ستم  غارت ببرند و بخورند .  خواست و مشیت الهی از روز ازل بر آن استوار گردیده بود که ستمدیدگان را تحت حمایت خویش آورد و سرکشان گردنفراز را به خواری و ذلت و هلاکت ابدی بسپرد . خداوندی که فریاد مظلومین را بهتر از هرکس دیگر می شنود ، خواسته هاشان را به اجابت مقرون ساخت و بهترین یاور ستمدیدگان یعنی محمد صلی الله علیه وآله وسلم را فرستاد تا بینی ظالمین خونخوار را به خاک مذلت بکشاند . آری محمد (ص) آمد  با دنیایی از نور و امید و صفا و مهر و محبت و برکت و ...  . در مدت کوتاهی که زندگی فرمود تحول عظیمی در جان و جامعه بشریت بوجود آورد . با تحمل هزاران مشکل و مصیبت و بی مهری ها  توانست مردمان منحط را با مشعل فروزان قرآن و اسلام به راه هدایت و سعادت رهنمون سازد و دین جاویدان و نسخه شفا بخش یعنی اسلام و قرآن را برای جهان بشریت تا روز رستخیز به ارمغان بگذارد  و بعد از خودش  دوازده  گوهر  تابناک آسمان  امامت و ولایت را  جهت هدایت بشریت به تناوب  بجای خویش گماشت  و سفارش و توصیه لازم را در مورد هر یک  بخصوص ابن عمش یعنی امام الموحدین حضرت علی بن ابیطالب(ع) بنمود  و اینک  این  قرآن و اهلبیت علیهم السلام   و تعالیم حیاتبخششان به عنوان امانات رسول الله(ص) در بین ما به ودیعت نهاده شده  که باید بکوشیم تا  حرمت  این امانات   از همه جهات حفظ شود و در فردای قیامت نزد پیامبر و اهل بیتش علیهم السلام  شرمنده نباشیم .

قالَ رَسُولُ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)  : إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً ...  .  همانا من‌ درمیان‌ شما دو چیز نفیس و گرانبها (به امانت)  گذاشته ام : کتاب‌ خدا (قرآن کریم) و عترت‌ من‌ که‌ اهل‌ بیت‌ من هستند .  مادامی که به این دو تمسک کنید هرگز گمراه نخواهید شد .
( مُستَدرَکُ الوسائِل ج  11ص 372 . بحار الأَنوار ج 23 ص 106   .   )

 
سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
26 آبان 1396 ه.ش
28 صفرالمظفر 1439 ه.ق

 

**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

******************************************

** اوضاع سیاسی اجتماعی عصر امام حسن مجتبی(ع)+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی

** اوضاع سیاسی اجتماعی عصر امام حسن مجتبی(ع)+ آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+ پایگاه اندیشوران حوزه

** از دو متنی که برای  حدیثِ ثَقَلَین نقل شده کدام صحیح‌تر است؟ +اسلام کوئیست






برچسب ها : آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی  , محمد(ص)پیامبررحمت ویاورستمدیدگان  ,

      

ostad

***نسیم معرفت***

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

 


** مسؤلیت بزرگ حوزه های علمیه و علماء 


 

جضرت امام خمینی( رحمة الله علیه) با تاسی از مکتب انبیاء و اهل بیت علیهم السلام و بهره مندی از تعالیم نورانی قرآن کریم و اقتدا به سیره سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، قیام و نهضت بزرگ اسلامی خود را در سال 1342رقم زد که ثمره شیرین آن یعنی نظام جمهوری اسلامی، در سال 1357محقق شد.انقلاب اسلامی ایران حسینیّ الحدوث و حسینیِ البقاء می باشد چنانکه اسلام عزیز محمدیّ الحدوث و حسینیّ البقاء است.  امام با تز و تئوری مترقی ولایت فقیه که پشتوانه عقلی و نقلی و عرفی دارد، تحولی عظیم در همه ابعاد فکری و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی به وجود آورد. حکومتی بر اساس ولایت مطلقه فقیه به جهانیان ارائه کرد که برای همگان تازگی داشت. حضرت امام نظریه ولایت فقیه و حکومت اسلامی را در سال 1348هجری شمسی در نجف اشرف مطرح نمود. امام حکومتی را به وجود آورد که در آن کسی حق زور و تحقیر و ظلم و اِحجاف به دیگران را نداشته باشد. حکومتی را بنا نهاد که در آن دولت و ملت در کنار هم در جهت اعتلاء اسلام و دین و قرآن و ترقی و پیشرفت و عزت و سرافرازی و استقلال و رفع محرومیت و حُریت و آزادی و تلاش نماید. متاسفانه در طول تاریخ ِحکومت های سلاطین و حاکمان جور، رابطه حکومت ها با مردم یک رابطه «غالب و مغلوب» و «سلطان و رعیت» بود که حضرت امام (رحمة الله علیه) این بدعت و رسم باطل و طاغوتی را در هم کوبید و فرمود: «من خدمتگذار مردم هستم» (صحیفه نور، ج7، ص129) و نیز فرمود: «هر چه صاحب منصب ، ارشد باشد باید بیشتر خدمتگزار باشد»

هدف اصلی از انقلاب اسلامی، ریشه کن کردن موانع اصلی بر سر راه دین و قرآن و تعالیم مترقی مکتب اهل بیت علیهم السلام بوده است. رژیم های طاغوتی و طغیانگر و مُفسد در طول تاریخ بشریت مانع رشد و هدایت و سعادت و کمال جوامع بشری بوده و از طریق مثلث شوم زور و زر و تزویر بر مردم حکمرانی می کردند نتیجه حاکمیت و تسلط جائرانه و شیطانی و نابحق آنها، ضلالت و گمراهی و ظلم و ستم و جهل و نادانی و قتل و غارت و فساد و فحشا و جنایت و سَفّاکی و خونریزی و بی عدالتی و تبعیض و عقب ماندگی و انحطاط و ذلت و خواری و شرک و خرافه پرستی... در بین مردم بوده است. انبیاء الهی و پیشوایان هدایتگر با سلاح ایمان و علم و توکل در برابر طاغوت ها و ستمگران ایستادگی کردند و برای هدایت انسان ها و نجات آنها از زنجیر ظلم و اسارت و حقارت و جهل و نادانی و نفیِ شرک و فساد و طغیانگری و ترویج توحید و عدالت و پاکی و طهارت و... متحمّل رنج ها و سختی های فراوان و طاقت فرسا شدند و قرآن کریم بخشی از تلاش ها و مجاهدت ها و مبارزات انبیاء الهی همانند حضرت نوح و ابراهیم و موسی و عیسی علیهم السلام و نیز پیامبر اسلام ص  را در سوره های مختلف بیان کرده است.

حضرت امام خمینی(رحمة الله علیه )که با قیام خود سلسله خبیثه شاهنشاهی را در هم کوبید و بنیان و ریشه 2500 ساله آن را از بیخ و بُن برکَند. در رابطه با نظام های فاسد شاهنشاهی و حکومت های ستمگر می فرماید: «2500 سال ملتی زیر لگد اینها بوده. ملتی که 2500 سال زیر این پرچم کثیف بوده. شاهنشاهی ، کثیف ترین رژیم های دنیا است» (صحیفه امام، ج4،ص254) و نیز فرمود: «اساسا اسلام با اساس شاهنشاهی مخالف است. هر کس سیره رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) را در وضع حکومت ملاحظه کند، می فهمد که اسلام آمده است این کاخ های ظلم شاهنشاهی را خراب کند. شاهنشاهی از کثیف ترین و ننگین ترین نمونه ارتجاع است»

در عصر حاضر که جمعیت انسان ها به بیش از هفت میلیارد می رسد، مستکبرین عالم با شیوه های پیچیده و مُدرن بر مردم جهان حکمرانی می کنند و شاید بتوان گفت که دوره کنونی یکی از پیچیده ترین دوران ها در طول تاریخ بشریت است. با وجود همه پیشرفت های علمی و نظامی و تکنولوژی های حیرت انگیز و در نوردیدن فضا و کرات آسمانی ، اکثریت بشریت کنونی فاقد رشد معنویت و اخلاق و ارزش های انسانی و الهی است و این نیز ناشی از استیلای فرهنگ و حکومت استعماری و استکباری و حاکمیت جاهلیت مدرن بر ملت های جهان است.

بشریت حاضر در فقدان عدالت و در آتش ظلم و ستم و جنایت و خونریزی و هجوم ها و جنگ ها و غارت ها و تجاوز گری های بی رحمانه و ویرانگر می سوزد. اکنون همه ما شاهد زشت ترین رفتارها و فجایع و خیانت ها و جنایت ها بر ضد بشریت و ملت ها و جوامع بشری به ویژه در مناطق اسلامی توسط عوامل استکباری از قیبل تکفیری ها و سلفی ها و داعش و بوکوحرام و طالبان و القاعده و مانند آنها هستیم. همه می بینیم که چکونه بدیهی ترین حقوق انسان ها و ملت ها از سوی مستکبرین جهانی و نوکران آنها با وجود همه نهادهای بین المللی و سازمان های حقوق بشری، پایمال می شود. سازمان ملل و سازمان دفاع از حقوق بشر همه آنها در خدمت زورگویان و مستکبران و ستمگران و استکبار جهانی است. آنچه در کشور های اسلامی بخصوص در سوریه و عراق و افغانستان و یمن و لبنان و فلسطین و و بحرین و لیبی و نیجریه و سایر بلاد می گذرد، بهترین شاهد و سند زنده برای مدعای ماست. دشمنان اسلام و بشریت از هر سو نقشه های شوم خود را با روشهای نوین و پیچیده در همه جوامع به خصوص جوامع اسلامی و جهان اسلام و تشیُّع و نیز به طور خاص در ایران اسلامی و انقلابی به کار می برند و هدف اساسی استکبار جهانی و اَیادی پلیدشان ریشه کنی اسلام ناب محمدی (صلی الله و علیه و آله و سلم ) و جلوگیری از ظهور و تحقق مکتب حیات بخش و پویای اسلام راستین است.

در این شرایط و با توجه به نعمت بزرگ برقراری حکومت اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران و نیز با عنایت به اینکه شبکه های ماهواره ای و اینترنتی در سطح جهان پیوسته در حال ترویج فساد و فحشا و انحراف و توطئه بر ضد اسلام و انقلاب و نظام اسلامی می باشند و حکومت ها و قدرت های استکباری و شیطانی و عوامل آنها نیز در این راه پشتیبانی مالی و معنوی و فکری می کنند، مسئولیت خطیر و برزگی متوجه روحانیت و علما و فقها و حوزه های علمیه می باشد که بی توجهی و یا تسامح و تساهل نسبت به آن ممکن است خسارت ها و زیان های جبران ناپذیری را برای اسلام و مسلمین و انقلاب اسلامی در پی داشته باشد. باید توجه داشت که مستکبرین عالم و دولت های خودفروخته، ضربات سخت و کوبنده ای از ناحیه اسلام و انقلاب و نظام اسلامی و ولایت فقیه و حوزه های علمیه و تشیع خورده اند. آنها دریافتند که اسلام راستین و برنامه ها و دستورات نورانی و حیاتبخش آن بزرگترین مانع سر راه چپاولگری و زورگویی و فساد و فتنه آنها است، لذا با تجربه هایی که اندوخته اند در صدد هستند که با شیوه های مختلف و ابزارهای جدید و شگرد های نو به نو از طریق تحریف عقائد و حقائق دینی مردم و ترویج خرافات و عرفان های کاذب و آیین ها و مسلک های جعلی مثل وهابیت و صوفی گری و بهائیت و قومیت و فرقه گرایی و ایجاد حزب ها و ایسم ها و پان ها و تشکیک و ایجاد شبهه در باورهای دینی مردم و استحاله فرهنگی و دامن زدن به اختلافات بین شیعه و سنی و ...به مقابله همه جانبه با اسلام و نظام و ارزشهای اسلامی و انقلابی بپردازند. ظهور پدیده اسلام امریکایی و تشیع لندنی و گروه های افراطی تکفیری و سلفی و ...برای ضربه زدن بر اسلام راستین و تشیع حقیقی و متعالی است.

نهاد مقدس روحانیت همیشه پرچمدار اشاعه تفکر و فرهنگ خالص و پویای اسلام ناب محمدی (صلی الله و علیه و آله و سلم) بوده و هست و علماء و فقهاء و اندیشمندان اسلامی در قرون و اعصار گوناگون برای نشر اسلام و تحقق شعائر دینی گام های بسیار بلند و موثری برداشتند. در اعصار گذشته به علت اینکه علما و فقها و روحانیت در حکومت و زمامداری یا نقشی نداشتند و یا در حد خوف و رجا بوده و از باب تقیه و علل دیگر در حکومت حاکمان وارد می شدند، روی این جهت مسیر کار و تلاش و فعالیت آنها عموما در تدریس و درس و بحث و آن هم در محدوده فقه و اصول و حدیث و تفسیر و کلام و... بوده و احیانا طبق مرسومات دینی و مذهبی و مانند آن، فعالیت های تبلیغی در بعضی از مناسبت ها در برخی بلاد و شهرها می کردند ،  اما امروز با تحقق اهداف انقلاب اسلامی با محوریت روحانیت و نقش بی بدیل ولایت فقیه در عرصه جامعه و مصالح مسلمین و تحقق حکومت اسلامی بر اساس رکن رکین ولایت فقیه و اداره کلی نظام اسلامی توسط ولی فقیه عادل و صالح و توانمند، مسئولیت علما و روحانیت و حوزه های علمیه صد برابر شده است. باید توجه داشت که انقلاب و نظام جمهوری اسلامی حاصل مجاهدت ها و رشادت های فراوان هزاران شهید و جانباز و فداکاری و مقاومت و پایمردی ملت ایران و صبر و ایثار خانواده های شهدا و جانبازان و رنج و تبعید و تلاش علما و بزرگان روحانیت معظم بویژه مجاهدت و رهبری بی نظیر حضرت امام خمینی( رحمة الله علیه) بوده است. روی این جهت یکی از وظایف روحانیت و علما و حوزه های علمیه پاسداشت از دستاورد های انقلاب و نظام و حفظ و نگهداری و مراقبت از ارزش های جاوید شهدا و جانبازان است. مقام معظم رهبری حضرت ایت الله خامنه ای در این رابطه می فرمایند: «زنده نگه داشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است»

توقعات به حق ملت ایران و جهان از روحانیت و حوزه های علمیه به ویژه حوزه علمیه قم در عرصه های مختلف و لزوم حضور فعال علما و روحانیت متعهد در مراکز مختلف فرهنگی و علمی و دانشگاهی و هنری و نهاد های تاثیر گذارِ در کشور و جامعه مانند مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری و دستگاه قضایی و... انکار ناپذیر است و در زمان و عصر ما وظبقه و یا وظایف روحانیت و علما از همه زمان ها بیشتر و سنگین تر است. یکی از رسالت های علما اعلام و روحانیت متعهد، توجه به مسئله تبیین و روشنگری در عرصه های مختلف است. تبیین انقلاب اسلامی، تبیین خطوط اصلی انقلاب و نهضت امام خمینی (رحمة الله علیه)، تبیین اصول و اهداف بنیانگذار جمهوری اسلامی و تبیین ارزش های شهدا، تبیین مکتب اهل بیت علیهم السلام و اسلام راستین و تبیین اهداف و نقشه های شوم دشمنان اسلام. اگر انحرافاتی در جامعه و در حکومت اسلامی و نهادهای آن به وجود آید، وظیفه علما و روحانیت است که با منطق و استدلال و دلسوزی روشنگری نمایند. اگر انحرافاتی در بین مردم به وجود آید، مردم را از لغزش های فکری و عقیدتی دور نمایند و معارف و عقائد حقه را به جامعه تزریق کنند. دشمنان اسلام از طریق اشاعه انحرافات و مانند آن ملت ها را دچار عقب ماندگی کردند. اگر ملت ها بیدار شوند و علما و بزرگان آنها در صحنه باشند هیچگاه دشمنان  موفق نخواهند شد. حیات و رشد جامعه و مردم به تعالیم و معارف قران و اهل بیت علیهم السلام است و روحانیت و حوزه های علمیه می توانند از این طریق جامعه را به حیات و رشد کامل و عزت و سعادت برسانند و حفظ نظام اسلامی به حفظ مردم و ملت است و حفظ ملت هم به حفظ فرهنگ و تعالیم قرآن و اهل بیت و ارزش های انقلابی و دینی است. حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) در بخشی از وصیت نامه سیاسی و الهی خود می فرماید: «ما مفتخریم و ملت عزیز سر تا پا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است که پیرو مذهبی است که می‌خواهد حقایق قرآنی، که سراسر آن از وحدت بین مسلمین، بلکه بشریت دم می‌زند، ‌از مقبره‌ ها و گورستان ها نجات داده و به عنوان بزرگترین نسخه نجات دهنده بشر از جمیع قیودی که بر پای و دست و قلب و عقل او پیچیده است و او را به سوی فنا و نیستی و بردگی و بندگی طاغوتیان می‌کشاند نجات دهد» (صحیفه امام ج21، ص 396) و نیز می فرماید: «ما مفتخریم که کتاب نهج‌البلاغه که بعد از قرآن بزرگترین دستور زندگی مادی و معنوی و بالاترین کتاب رهایی‌بخش بشر است و دستورات معنوی و حکومتی آن بالاترین راه نجات است، از امام معصوم ما است»(صحیفه امام ج21، ص 396)

یکی از عرصه های مهم حضور و نقش روحانیت ارتباط فکری و فرهنگی و تربیتی با اقشار مختلف مردم به ویژه جوانان و فرهیختگان است. نسل جوان و فرهیختگان از سرمایه های بسیار مهم برای کشور و نظام اسلامی است. شور و احساس و عاطفه و حرکت و جنبشی که در جوانان است در سایرین وجود ندارد. جوانان معمولا پر تحرک و جستجوگر و کنجکاو و کنکاشگر و کاوشگرند و با فطرت پاک و توحیدی که دارند به دنبال حقیقت هستند و وجودشان همانند سرزمینی آماده است که قابلیت و استعداد رشد و شکوفایی بذر های گوناگون را دارند. مولا امیرالمومنین علی علیه السلام نیز در این باره می فرماید: «إِنَّما قَلبُ الحَدَثِ کَالرضِ الخالیَةِ ما اُلقىَ فیها مِن شَىْ ءٍ قَبِلَتهُ؛» (غُرر الحکم و دُرَر الکلم حدیث 3901)یعنی قلب نوجوان همچون    زمین مستعد ناکِشته است که هرچه در آن افکنده شود می پذیرد. دو نامه ای که مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای به مناسبت هایی برای جوانان اروپا نوشته اند، حاوی نکات مهم و ارزنده ای برای نسل جوان اروپایی بوده و بیانگر اهمیت عنایت و توجه به نقش جوانان در عرصه های مختلف و در حرکت های سرنوشت ساز است.

مقام معظم رهبری به مناسبت روز ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام و روز جوان در بخشی از سخنان خود درباره جوانان در تاریخ 7 / 2 /  1377  فرمودند: «جوان در هر جامعه و کشوری، محور حرکت است. اگر حرکت انقلابی و قیام سیاسی باشد، جوانان جلوتر از دیگران در صحنه‌اند. اگر حرکت سازندگی یا حرکت فرهنگی باشد، باز جوانان جلوتر از دیگرانند و دست آنها کارآمدتر از دست دیگران است. حتّی در حرکت انبیای الهی هم از جمله حرکت صدر اسلام محور حرکت و مرکز تلاش و تحرک، جوانان بودند» و نیز فرمودند: « من اساسا در بین این خصوصیات مهمی که جوانان دارند، سه خصوصیت را خیلی بارز می بینم. آن سه خصوصیت عبارت اند از: انرژی، امید و ابتکار»

عقل و شرع و وجدان حکم می کند که باید از این سرمایه های بزرگ و حیاتی و ملی مراقبت و نگهبانی شود. صدا و سیما و سینما و مطبوعات و رسانه ها و نهادهای گوناگون مانند دانشگاه ها و حوزه و بسیج و... می توانند در رشد و شکوفایی و مصونیت جوانان از آسیب ها و خطرهای مختلف نقش ایفا کنند. آینده انقلاب و نظام بر دوش جوانان است پس لازم و واجب است که به این قشر غظیم و تاثیر گذار توجه گردد. همین جوانان و فرهیختگان متعهد بودند که قبل از انقلاب با نهضت و قیام امام خمینی با رشادت ها و فداکاری ها و ریختن خون پاکشان همراهی کردند و موجبات به ثمر رسیدن نظام و انقلاب اسلامی را فراهم ساختند. اکنون نیز در میدان های مهم ملی و کشوری و اقتصادی و علمی و نظامی و امنیتی و ایستادگی در برابر دشمنان داخلی و خارجی، حضور و نقش جوانان  وفرهیختگان بسیار مهم و تعیین کننده است . روحانیت  و حوزه های علمیه  باید برای جوانان  که بخش عمده ای از جمعیت کشور را تشکیل می دهند ، برنامه های دقیق و حساب شده و تعریف شده داشته باشند. چه بخواهیم و چه نخواهیم دشمنان بین المللی و استکبار جهانی و غرب و صهیونیسم جهانی برای بچه ها و فرزندان و جوانان و نشل ما برنامه های ظریف و دقیق و حساب شده ریخته اند. برنامه های کوتاه مدت و میان مدت و بلند مدت برای کشور و جوانان ما طراحی کرده اند. همه ما موظف هستیم که نقشه های آنها در این زمینه را شناسایی کرده و بر عکس آنها، برنامه های مفید و سازنده برای جوانان خود درست نماییم و به اصطلاح «تُعرَفُ الاشیاءُ بِأَضدادِها».  هرچیزی به ضد خود شناخته می شود. یعنی رشد و هدایت جوانان ما در این است که ما بر ضد برنامه های گمراه کننده دشمنان، اقدامات سازنده دشته باشیم. متاسفانه باید اعلام کنم که با وجود همه تلاش هایی که از اول انقلاب تا کنون انجام شده ولی نسبت به تلاش ها و اقدامات گسترده دشمنان انقلاب و اسلام،  ما خیلی عقب هستیم و کوتاهی های فراوانی در این زمینه دیده می شود. اقدامات انحرافی و تخریبی بسیار گسترده است و فعالیت های مخرّب ماهواره ای و شبکه های اینترنتی و مجازی و مواد مخدر و... که جوانان و بنیان های خانواده را هدف قرار داه تنها بخشی از فعالیت های دشمنان اسلام و نظام است. اگر بخواهیم مردم و جامعه ما متدین و قرآنی باشند و اگر بخواهیم جوانان و دانش آموزان و دانشجویان و پسران و دختران جامعه ما آراسته به آداب دینی و شرعی باشند و اگر بخواهیم مساجد ما احیاء و شکوفا و پُر رونق شود و اگر بخواهیم رسانه های تصویری و صوتی و مطبوعات و جراید و دانشگاه ها و مدارس و ادارات و سینماها و بانک ها و ورزشگاه ها و سیستم قضائی و قانون گذاری ما اصلاح و اسلامی شوند، و اگر بخواهیم حکومت شایسته اسلامی داشته باشیم، همه اینها در گرو نقش جدی و جامع و به موقع و شایسه حوزه های علمیه و روحانیت متعهد است. حوزه ها و روحانیت باید جلوتر از زمان و عصر خود حرکت کنند. برخی از شخصیت های بزرگ مثل استاد شهید مطهری و سید جمال اسدآبادی و شهید بهشتی و... با تفکر بلند و ژرفی که داشتند، همیشه جلوتر از عصر و زمان خود می اندیشیدند و تهدیدات و خطراتی که در آینده احتمال داشت که متوجه اسلام و مسلمین شود را پیش بینی می کردند. حوزه های علمیه و روحانیت بزرگوار باید نسبت به خطرات و آفات احتمالی برنامه داشته باشند همانند یک باغبان و کشاورزی که با شیوه ها و روش های گوناگون، آسیب ها و آفات را از باغ و زراعت خود دور می کند تا محصول بهتر و مرغوب تری فراهم نماید. استاد شهید مطهری در کتاب پیرامون انقلاب اسلامی در صفحه 31می فرماید: «حوزه های علمیه و محیط های روحانی ما مسؤول پاسداری ایمان جامعه اسلامی و دفاع از اصول و فروع دین مقدس اسلام از دیدگاه مذهب شیعه، و تعلیم و تبلیغ آنها و عهده دار پاسخگویی به نیازهای مذهبی مردم مسلمانند»

حوزه علمیه قم که هسته مرکزی تمام حوزه های عالم است باید نه تنها در ایران بلکه با همه مراکز علمی و فرهنگی و ارشادی و سازمان های تبلیغی همسو، در ارتباط باشد و نماینده و یا نمایندگانی در آنها داشته باشد تا بتواند به نحو بهتری به رسالت خود عمل نماید.

حوزه علمیه قم پایتخت دینی و فرهنگی جهان اسلام است. روحانیت و حوزه های علمیه روز به روز و بهتر از دیروز باید وارد عرصه های تاثیرگذار در نظام اسلامی باشند. به عنوان مثال در کشور ما رسانه ملی به عنوان پر مخاطب ترین رسانه جمعی می تواند نقش بسیار موثری در اعتلاء دینی و فرهنگی و تربیتی جامعه ایفا نماید. رسانه ها و مطبوعات و ... در فرهنگ و رفتار عمومی جامعه و مردم اثرگذار است. مسیر اصلی صدا و سیما و مسیر اصلی برنامه های تاثیرگذار آن باید در جهت تربیت اسلامی و دینی و اخلاقی و ارتقا رشد فرهنگی و معنوی جامعه باشد. صداو سیما و رادیو و تلویزیون یک دانشگاه بزرگ است. حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) در این رابطه می فرماید: «صدا و سیما دانشگاه عمومی است یعنی دانشگاهی که در تمام سطح کشور گسترده است» اگر انحرافی در حرکت و مسیر صدا و سیما دیده شود، حوزه علمیه و روحانیت متعهد نمی تواند با سکوت از کنار آن بگذرد و از طرفی صدا و سیما موظف است در کشوری که مردم آن با همه وجود به اسلام و قران و اهل بیت علیهم السلام عشق می ورزند و اکثر روزهای سال آن مقرون به مناسبت های دینی و مذهبی و انقلابی است، جهت بالندگی و رشد فرهنگی و دینی و تربیتی مردم علاوه بر اساتید دانشگاهی از پرورش یافتگان حوزه های علمیه و کسانی که آراسته به زیور علم و عمل و تخصص و بیان و قلم شیوا و رسا می باشند استفاده نماید. بین حوزه علمیه و صدا و سیما باید رابطی وجود داشته باشد که نظرات و تذکرات و ارشادات و رهنمود های علما و بزرگان را به موقع به مسئولان و متولیان آن منعکس کند و اگر چنین ارتباطی وجود نداشته باشد امکان ابتذال و انحراف در این رسانه ملی وجود دارد که چه بسا خسارت های جبران ناپذیری برای جامعه و نظام و انقلاب داشته باشد.

یکی از رسالت های مهم روحانیت و حوزه های علمیه حفظ و حراست از دستاورد های انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و حفظ خطوط اصلی انقلاب و اصول خدشه ناپذیر بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی رحمة الله علیه می باشد. همه دنیا و جهانیان و دوست و دشمن نظام اسلامی و جمهوری اسلامی ایران را با نام بلند حضرت امام می شناسند. مقام معظم رهبری در این رابطه می فرماند: «این انقلاب بی نام خمینی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست»

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


**********************************

 
** مسؤلیت بزرگ حوزه های علمیه و علماء +آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


** مسؤلیت بزرگ حوزه های علمیه و علماء +آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی

 

 






برچسب ها : آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی  , مسؤلیت بزرگ حوزه های علمیه وعلماء  ,

      

نتیجه تصویری برای 13 آبان

***نسیم معرفت***

بسم اللهِ الرّحمن الرَّحیم 

 

  یَومُ اللهِ 13 آبان  (روز ملی مبارزه با استکبار جهانی)

  یَومُ اللهِ 13 آبان  که روز ملی مبارزه با استکبار جهانی نام گرفت یادآور سه رُخداد و حادثه تاریخی و مهمّ و تأثیرگذار می باشد  که در مسیر نهضتِ عظیمِ انقلاب اسلامی به رهبری قائد اَعظم حضرت امام خمینی (ره) رخ داده است . سه حادثه ای که هر یک کتاب قًطوری در بُعد مبارزات انقلاب اسلامی محسوب می گردد . حوادثی که هریک به تنهایی تأثیر شگرفی در راه مبارزه با ستمگران و مستکبران داشته و دارد . در سیزده آبان 1343 حکومتِ فاسدِ محمد رضا شاه پهلوی بنابر دستور هیئت حاکمه وقتِ آمریکا در آن روزگار ،  حضرت امام خمینی را به ترکیه تبعید نمود تا فریادهای او را در اعتراض به قانون ننگین کاپیتولاسیون ( یا حقِّ قضاوت کنسولی) خاموش کند که نتوانستند خاموش کنند و  عَدو شود سببِ خیر اگر خدا خواهد و حضرت امام نیز در طول چهارده سال از ایام تبعید خود نه تنها دست از مبازه نکشید بلکه مبارزه اش را در سطح جهانی مطرح و دنبال فرمود .  بعد از گذشت چهارده سال از تبعید حضرت امام خمینی (ره) ، حادثه کشتارِ بی رحمانه دانش آموزان در 13 آبان 1357 در دانشگاه تهران واقع گردید .  در زمانی که مبارزات بر ضد حکومتِ فاسد شاهنشاهی به اوج خود رسیده بود و انقلاب اسلامی به لحظات و ایام سرنوشت ساز خود نزدیک می گردید و می رفت تا طومار ننگین حکومت پهلوی را در هم ببپیچد  در این زمان دانش آموزان تهرانی در اعتراض به جنایات رژیم منحوس پهلوی و اعتراض به دخالت های آمریکا در ایران ، مدارس را تعطیل نمودند و در دانشگاه تهران همراه با دانشجویان و سایر اقشارِ از مردم اجتماع کردند .  در آن روز  بیش از هفت هزار دانش آموز و دانشجو و سایر مردم در ساعت  یازده صبح 13 آبان 57 در دانشگاه تهران جمع شده بودند . اجتماع کنندگان در این حرکت اعتراضی  با خروشِ انقلابی و با صدای رسا  شعارِ «الله اکبر» و  درود بر خمینی و مرگ بر شاه و مرگ بر آمریکا سر می دادند که مورد آماج کینه توزانه گلوله های مأموران رژیم سفّاک ستمشاهی قرار گرفتند که در حدود 56 نفر شهید و صدها نفر مجروح شدند .

حادثه سوم  تسخیر لانه جاسوسی (سفارت آمریکا در تهران) توسط دانشجویان انقلابی پیرو خطّ راستین امام  در سیزده آبان 1358 بود . در اوائل انقلاب و زمانی که دولت موقّت بر سرکار بود ، دانشجویان انقلابی و مبارز از دانشگاه های تهران جهت وادار کردن آمریکا به اِسترداد و تحویل شاه مخلوع و ملعون و برگرداندن اموال و دارایی های غارت شده ملت ایران در یک اقدام انقلابی و خودجوش  سفارت آمریکا ( لانه جاسوسی) را تصرف و تسخیر کردند که حضرت امام خمینی(ره) به دنبال آن  در پیامی و نیز سخنرانی مهمی که در جمع دانشجویان دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان ... ایراد فرمودند  ضمنِ تأیید تسخیرِ سفارتِ آمریکا و نامگذاری آن به عنوان لانه جاسوسی و مرکز فساد ، این حرکت انقلابی را انقلاب دوم و بزرگ تر از انقلاب اول نامید . امام خمینی در رابطه با تسخیر لانه جاسوسی چنین فرمودند :  ....شما مى ‏بینید که الان مرکز فساد امریکا را جوانها رفته‏ اند گرفته ‏اند و امریکایی هایى هم که در آنجا بودند گرفتند و آن لانه فساد را به دست آوردند و امریکا هم هیچ غلطى نمى‏تواند بکند و جوانها مطمئن باشند که آمریکا هیچ غلطى نمى‏تواند بکند ....     مسئله، باز انقلاب است. یک انقلابِ زیادتر از انقلاب اول خواهد شد.

این سه حادثه بزرگ به ملت ایران و همه آزادیخواهانِ جهان می فهماند که راه جهاد و مبارزه و مقابله با حکومت های فاسد و ستمگران و مستکبرین و نقشه های شوم آنها هرگز تعطیل بردار نیست و در هر عصر و در هر شرایطی باید خود را در همه عرصه ها جهت مبارزه با مستکبرانِ عالَم و استکبار جهانی آماده کنیم . به همین جهت است که روز 13 آبان روز ملّی مبارزه با استکبار جهانی نام گرفت .  براساس تحلیل های  دقیق  و تجربه و شواهد تاریخی و دینی ، دشمنانِ اسلام و انقلاب و در رأسشان آمریکای جهانخوار  و صهیونیسم بین الملل  لحظه ای از توطئه ها و نقشه های شوم خود منصرف نشدند و نخواهند شد و در هر عصر و زمانی جهت نابودی اسلامِ راستین و از بین بردن جمهوری اسلامی ایران برنامه های متنوع و شومی دارند . عقل و شرع و دین و قرآن و تجربه به ما می گوید که نباید در برابر دسیسه ها و توطئه های دشمنان غافل باشیم . باید در همه عرصه های  علمی و اقتصادی و بویژه نظامی  قوی باشیم تا دشمنان در ما طمعِ سوء نکنند . در سوره  توبه آیه 123 چنین آمده است : ... وَ لْیَجِدُوا فیکُمْ غِلْظَةً یعنی  آنها (کفّار و دشمنان اسلام) باید در شما شدّت و غلظت و قدرت احساس کنند .

دشمنان اسلام(آمریکا و غرب و رژیم نامشروع اسرائیل و اَیادی و اَذنابشان) دایماََ مترصِّد و منتظر فرصت هستند تا  ضربه خود را وارد کنند . مسؤلان و دولتمردان ما نباید فریب ظواهر فریبنده دشمنان انقلاب و اسلام را بخورند . مسئله نفوذ دشمن در همه ابعاد سیاسی و اقتصادی و فرهنگی  یکی از مسائل مهمی است که باید پیوسته  به آن توجه و اهتمام داشت . مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای بارها و بارها در باره خطر نفوذِ دشمن به ملت و دولتمردان و مسؤلین و متولیان فرهنگی و ...  گوشزد فرمودند و تاکید نمودند که باید همه راه های نفوذ دشمن مسدود شود . ایشان در تاریخ بیستم اسفند 1394  در دیدار با رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری چنین فرمودند: [ ... این نفوذ مسئله‌ی مهمّی است. نفوذ مسئله‌ی مهمّی است بنده هم که این را عرض میکنم نه به خاطر این است که حالا یک احتمالی به ذهنم می‌آید که ممکن است نفوذ کنند؛ نه، ما از خیلی چیزها مطّلعیم؛ از خیلی حوادثی که دارد در کشور رخ میدهد که غالباً عموم مردم یا حتّی خیلی از خواص مطّلع نمیشوند ما مطّلع میشویم. من از روی اطّلاع دارم عرض میکنم که برنامه‌ی نفوذ در کشور یک برنامه‌ی جدّی استکبار است، برنامه‌ی جدّی آمریکایی‌ها است؛ دارند دنبال میکنند که نفوذ کنند ... ]

متآسفانه برخی از مسؤلین و خواصِّ سیاسی هنوز هم مسئله خطر نفوذ دشمن را در ابعاد مختلف جدی نگرفته و به آن توجه نداشته و ندارند .  حوادث تاریخی 13 آبان به ما درس بصیرت و هوشیاری و بیداری در برابر اهریمنان و دشمنان قسم خورده اسلام و قرآن و انقلاب می دهد . اگر خدای ناکرده ما خواب بمانیم  دشمن خواب نمی ماند . مسلمانان و ملت ما  همیشه باید نسبت به نقشه ها و اقدامات دشمنان  آگاه و بیدار  و آماده اقدام  باشند  تا آسیب نبینند . حضرت علی علیه السلام در باره  مردم زمانش که در خواب غفلت بودند و از نقشه ها و کید های دشمنان شان غافل و  در خواب بودند چنین می فرماید : تُکَادُونَ وَ لَا تَکِیدُونَ وَ تُنْتَقَصُ أَطْرَافُکُمْ فَلَا تَمْتَعِضُونَ. لَا یُنَامُ عَنْکُمْ وَ أَنْتُمْ فِی غَفْلَةٍ سَاهُونَ. غُلِبَ وَ اللَّهِ الْمُتَخَاذِلُونَ وَ ایْمُ اللَّهِ إِنِّی لَأَظُنُّ بِکُمْ أَنْ لَوْ حَمِسَ الْوَغَى وَ اسْتَحَرَّ الْمَوْتُ قَدِ انْفَرَجْتُمْ عَنِ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ انْفِرَاجَ الرَّأْسِ. یعنی   شما را مى فریبند و شما فریب دادن نتوانید. دشمن، زمین هایتان را یک یک مى گیرد و به خشم نمى آیید. چشم دشمن همواره در شما مى نگرد و شما به خواب غفلت و بى خبرى رفته اید. به خدا سوگند، آنان که یکدیگر را واگذاشتند و یارى نکردند مغلوب شدند.چنین می پندارم که چون جنگ درگیرد و کشتار به غایت رسد، چنان از گرد پسر ابو طالب پراکنده شوید که دیگر بازگشتى برایتان نباشد، بدانگونه که سر بریده دیگر به بدن نچسبد.(نهج البلاغه صبحی صالحی خطبه 34)

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 


 

  







برچسب ها : آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی  , یَومُ اللهِ 13 آبان (روز ملی مبارزه با استکبار جهانی)  ,

      

نتیجه تصویری برای تصویر تفکر

 

***نسیم معرفت***


** اقسام ادراکات انسان+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+نسیم معرفت

 

ادراکات ما انسان ها به چند قسم تقسیم می شود :

1- ادراک حسی و لمسی
2-ادراک خیالی
3-ادراک وهمی
4-ادراک عقلی
5-ادراک عرفانی(اشراقات عرشی و ملکوتی و رحمانی)
6-ادراک شیطانی و ظلمانی
7-ادراک وحیانی  که مافوق همه ادراکات است.


ضعیف ترین و پایین ترین مرتبه ادراک ، ادراک حسی و بعد ادراک  خیالی و  وهمی است.  ادراک شیطانی هم که وضعش روشن است که ظلمت است .
ما انسان ها باید تلاش کنیم که در حدِّ ادراکاتِ حسی و حیوانی و خیالی و وهمی و نیز در ادراکات شیطانی محدود نشویم . خداوند در حق ما انسان ها لطف و عنایت فرمود که می توانیم به  قابلیت های بسیار بالایی در ادراک و فهم برسیم. حیف است که عمری از ما بگذرد و هنوز در مراتب نازله ای از ادراکات باشیم .


سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 






برچسب ها : آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی  , اقسام ادراکات انسان  ,

      

نتیجه تصویری برای گل های زیبا در گلدان

***نسیم معرفت***


سؤال : حق چیست؟


** حق چیست؟+بررسی اجمالی معانی حق+نسیم معرفت


  در پاسخ  به این سؤال عرض می کنم که کلمه حق در علوم و اصطلاحات مختلف ( اصطلاح فقهی و حقوقی و کلامی و فلسفی و عرفانی و منطقی و لغوی و...)  بکار گرفته می شود و معناهای مختلفی دارند ولی نقطه مشترک همه آن ها همان معنای ثُبوت است لکن این ثبوت به اَشکال مختلف ظهور پیدا می کند .مثلا حق در اصطلاح فقه وحقوق  به معنای ثبوتِ اختصاص و سلطه و سلطنت و تسلُّط  نسبت به یک چیزی است. مثلا آقای زید نسبت به فلان شئ حق دارد یعنی این شئ مال اوست و اختصاص به او دارد و....
در منطق که بحث از قضایا می شود  به قضیه صادقه ، حق گفته می شود . یعنی این قضیه مطابِق با واقع و خارج بالمعنی الاعم ( ذهن و خارج از ذهن و نفس الأمر )  است به عبارت دیگر این قضیه ، ثبوت و واقعیت خارجی و نفس الأمری دارد و در مقابل به قضیه که مطابق با واقع نباشد قضیه کاذبه و غیر حقه گویند .  در مباحث کلامی به عقیده درست و استوار که مُستظهَر به براهین مُتقنِ عقلی است حق گفته می شود و مقابل آن را باطل گویند  ودر عرفان که از اوج بالای معرفتی و شهودی  برخوردار است به  وجود بَحت و محض ، حق گویند و به موجودی که که عینیت او  وجود و ثبوتِ محض باشد و هیچ نقصی در آن راه نداشته باشد  حق می گویند و خداوند تبارک و تعالی عین حق است.  پیامبر اکرم (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) در یک وقتی نیم مصرعی از  شعر معروف لَبید از شعرای عصرجاهلیت را خواند . لَبید بن اَبی رَبیعة بن مالِک شعر معروفی دارد که محتوایش آن است که هیج مؤثری در عالم هستی به غیر از الله نیست و هرچیزی به غیر از خدا فانی شدنی است . و این در واقع اشاره به یکی از مراتب توحید است که به نام  توحید افعالی در علم کلام و... ذکرشده است و کلمه لاحَولَ و لاقُوّه إلاَّ بِالله نیز ناظر به توحید افعالی می باشد.توحید مراتبی دارد که عبارتند از:1-توحید در ذات 2- توحید در صفات 3- توحید در افعال 4-توحید در عبادت که هرکدام از آنها در علم کلام مورد بحث قرار گرفته وتبیین شده است. پیامبر اسلام  (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  نیم مصرعِ اول (أَلَا کُلُّ شَیْ‏ءٍ مَا خَلَا اللَّهَ بَاطِلٌ)  از شعر لَبید را خواند وبعد فرمود:
أَصْدَقُ‏ کَلِمَةٍ قَالَتْهَا الْعَرَبُ کَلِمَةُ لَبِیدٍ.  یعنی صادق ترین شعری  که عرب جاهلی  سروده است،   شعر وسخن لَبید است.

بیت کامل شعر لَبید چنین است:

أَلَا کُلُّ شَیْ‏ءٍ مَا خَلَا اللَّهَ بَاطِلٌ ** وَ کُلُ‏ نَعِیمٍ‏ لَا مَحَالَةَ زَائِلٌ
. هر چیزی غیر الله باطل است(یعنی مؤثر حقیقی نیست) و هر نعمتی به ناچار از بین رفتنی و باطل  و فانی است. (بحارالانوار، العلامه المجلسی، ج67، ص295.)
{عرفاء وحُکماء نیز اصطلاحی دارند مبنی براینکه : لامُؤثِّرَ فِی الوُجُودِ اِلاّللهُ یعنی هیج مؤثر حقیقی در عالم هستی به غیر از الله وجود ندارد.}
پس  کلمه حق در اصطلاحات و علوم مختلف معانی مختلفی دارد که نقطه مشترک همه آن ها ثُبوت است . در بحث های فلسفی به چیزی حق گویند که وجود و عینیت خارجی بالمعنی الاعم ( ذهن و خارج از ذهن و نفس الأمر ) داشته باشد و به عبارت دیگر هرچیزی که دارای اثر باشد حق است و هر وجودی دارای اثر است حتی وجود ذهنی که از مباحث مهم فلسفی است آن هم دارای اثر خاص خودش می باشد . وجود در یک تقسیمی بر پنج قسم است : 1- وجود خارجی(خارج از ذهن)  ویا وجود عینی و حقیقی 2- وجود ذهنی 3- وجود کَتبی و نوشتاری « نوشتار هم وجودی دارد» 4- وجود لفظی « کلام و لفظ هم سهمی از وجود دارد»  5- وجود و تحقُّقِ نفس الأَمری . همه این اقسام وجود در حد خود دارای اثر خاص خود می باشد .   باز بعضی ها در تعریف حق گفته اند که حق  عبارت از چیزی که مطابق با نفس الأمر باشد . حالا نفس الأمر چیست و چطور شناخته می شود این خودش یک توضیح مفصل می طلبد که مجال تبیین آن در اینجا نیست .  با توجه به توضیحی که درباره حق داده شد  آنگاه وقتی که ما می گوییم قرآن حق است ، نبوت و امامت حق است ، قیامت و حساب و کتاب حق است ، سؤال نَکیر و مُنکر حق است ، قبر و قیامت حق است ....  تا حدی معنی و مفهوم حق برای ما روشن می گردد .  برخی مفاهیم را ما می توانیم از راه تقابُل درک کنیم که می گویند : تُعرَفُ الأَشیاءُ بِأضدادِها.  شب در مقابل روز  و صدق در برابر دروغ  و   روشنی در برابر تاریکی  و  وجود در برابر عدم و   حق در برابر باطل قرار دارد و می توان از راه تقابل به معنا و مفهوم هر یک رسید .   در امور دینی و قرآنی  با مسأله حق و باطل بسیار برخورد می کنیم .  فلان عقیده باطل است. فلان عقیده حق است .  


سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی






برچسب ها : آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی  , حق چیست؟  , بررسی اجمالی معانی حق  ,

      
   1   2      >




+ سلام علیکم مختصری از زندگی نامه حضرت آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم دراول اردیبهشت سال 1345 در روستای سادات محله یکی از توابع شهرستان لاهیجان در یک خانواده متدین و مذهبی پا به عرصه گیتی نهاد . در سال 1362 جهت تحصیلات علوم دینی وارد مدرسه علمیه لاهیجان شد و علوم مقدماتی و ادامه در وبلاگ...



+ گل های زیبا



+ سلام علیکم جمیعا







[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]